ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سیمین بهبهانی - غزل 16
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
آن آشنا که رفت و به بیگانه خو گرفت ،
از دوستان چه دید که دست عدو گرفت ؟

سرمست عطر عشق ، دمی بود و بعد از این
مستم نمی‌شود ؛ که به این عطر خو گرفت

می‌خواستم حکایت خود بازگو کنم
افسوس ! گریه آمد و راه گلو گرفت

ابر بهار ، این همه بخشندگی نداشت
شد آشنای چشم من و وام از او گرفت

از اشک من شکفته شود قلبت از غرور
آری ؛ ز شبنم است که گل آبرو گرفت

خورشید‌ِ اوفتاده در آبم ؛ ز نور من
نه غنچه خنده کرد و نه گل ، رنگ و بو گرفت

یاران ! نماز کیست به جا : پارسای شهر
یا آن شهید عشق که از خون وضو گرفت ؟

از مدّعی گریختم و در به در شدم
همچون صبا ، سراغ مرا کو به کو گرفت

سیمین ! به شعر دلخوشی و سخت غافلی
کاین شمع دلفریب ز چشم تو سو گرفت ...

═══════ * ═══════
❖ #سیمین_بهبهانی

مورخ : سه شنبه 1395/08/4 + 12:16 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : سه شنبه 1395/08/4 04:34 بعد از ظهر
سلام وبتون عالیه باتبادل لینک موافقید؟
سلام ممنونم
با "شاه بیت" بله

نارام

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر