ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سیمین بهبهانی - غزل 18
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
دلِ آزرده چون شمع شبستان تو می‌سوزد
چه غم دارم ؟ که این آتش به فرمان تو می‌سوزد

متاب امشب به بام من چنین دامن‌ کشان ای مه !
که دارم آتشی در دل که دامان تو می‌سوزد

خطا از آهِ آتشبار من بود ای امیدِ جان !
که هردم رشته‌های سست پیمان تو می‌سوزد

خیالش می‌نشیند در تو امشب ای دلِ عاشق !
مکن این آتش‌افشانی ، که مهمان تو می‌سوزد

نهان در خود چه داری ای نگاه آتشین امشب
که پرهیزِ حیا را برق سوزان تو می‌سوزد ؟

گریزانی ز من ، چون لاله از خورشید تابستان ؛
مگر از تابشم ، ای نازنین ! جان تو می‌سوزد ؟

سراب دلفریب عشق و امّیدی ؛ چه غم داری
که چون من تشنه‌کامی در بیابان تو می‌سوزد ؟

چه سودی برده‌ای سیمین ! ز شعر و سوز و ساز او ؟
غزل سوزنده کمتر گو ، که دیوان تو می‌سوزد ...

═══════ * ═══════
❖ #سیمین_بهبهانی

مورخ : چهارشنبه 1395/08/5 + 10:29 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر