ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سیمین بهبهانی - غزل 25
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
همچون نسیم بر تن و جانم وزید و رفت
ما را چو گل ، دمی به سوی خود کشید و رفت

بر دفتر خیال پریشان من ، شبی
با کِلْک عشق ، خطّ تمنا کشید و رفت

در آسمان خاطرم آن اختر امید
دردا که چون شهاب طلایی دوید و رفت

بر گو - خدای را - به دیار که می‌دمد
آن صبح کاذبی که به شامم دمید و رفت ؟

یاد شکیب‌سوز تو - ای آشنا ! - شبی
در موج عطرِ بستر من آرمید و رفت

در آفتاب لطف تو تا دیگری نشست
چون سایه ، عاشق تو به کنجی خزید و رفت

ترسم چو باز آیی و پرسم ز عشق خویش
گویی چو شورِ مستیَم از سر پرید و رفت

سیمین ! اگرچه رفت و تو تنها شدی ، ولیک
این بس که در دلت شرری آفرید و رفت ...

═══════ * ═══════
❖ #سیمین_بهبهانی

مورخ : جمعه 1395/08/7 + 11:19 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 1395/08/8 03:29 قبل از ظهر
فوق العاده بود شعراشو دوست دارم

به مجله ستاره شهر هم یه سری بزن
ممنونم
حتما

نارام

تاریخ ارسال : شنبه 1395/08/8 01:26 قبل از ظهر
شعرهای سیمین خیلی خیلی زیباست.
غزل های ایشونو خیلی دوست دارم
ممنون
مانا باشید
بله واقعا
نوش نگاهتون باشه

نارام

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر