تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



صائب تبریزی - غزلیات 1
چاپ این صفحه


آنچنان کز رفتن گل ، خار می‌ماند به جا
از جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جا

آهِ افسوس و سرشکِ گرم و داغِ حسرت است
آنچه از عمرِ سبک‌رفتار می‌ماند به جا

نیست غیر از رشته‌ی طولِ اَمَل چون عنکبوت
آنچه از ما بر در و دیوار می ماند به جا

کامجویی ، غیر ناکامی ندارد حاصلی
در کفِ گلچین ز گلشن خار می‌ماند به جا

جسم خاکی مانع عمر سبک رفتار نیست
پیش از این سیلاب کِی دیوار می‌ماند به جا ؟

غافل است آن کز حیات رفته می‌جوید اثر
نقش پا ، کی زان سبک‌رفتار می‌ماند به جا ؟

هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست
وقت آنکس خوش کز او آثار می‌ماند به جا

زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل
از شمار درهم و دینار می‌ماند به جا

نیست از کردار ، ما بی‌حاصلان را بهره‌ای
چون قلم از ما همین گفتار می‌ماند به جا

ظالمان را مهلت از مظلوم ، چرخ افزون دهد
بیشتر از مور ، اینجا مار می‌ماند به جا

سینه‌ی ناصاف در میخانه نتوان یافتن
نیست هر جا صیقلی ، زنگار می‌ماند به جا

---
گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا ،
موج را نتوان شمرد از بحر بی‌پایان جدا

می‌شود بیگانگان را دوریِ ظاهر ، حجاب
آشنایان را نمی‌سازد ز هم هجران جدا

زود می‌پاشد ز هم ،‌جمعیت بی‌نسبتان
دانه را از کاه در خرمن کند دهقان جدا

تا تو ای سرو روان از باغ بیرون رفته‌ای ،
دست افسوسی‌ست هر برگی در این بستان جدا

هست با هر ذره ، خاک من جنون کاملی
می‌کند هر قطره از دریای من طوفان جدا

عشق ، هیهات است در خلوت شود غافل ز حُسن
نیست در زندان ، زلیخا از مهِ کنعان جدا

می‌توان از عالم افسرده ، دل برداشت زود
از تنور سرد می‌گردد به گرمی نان جدا

کم نگردد آنچه می‌آید به خونِ دل به دست
نیست از دامان دریا ، پنجه‌ی مرجان جدا



#صائب_تبریزی

مورخ : دوشنبه 1395/04/14 + 08:54 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - شعروگرافی 3
چاپ این صفحه





دور تو می‌گردند چون پروانه انگار
هر شب عطاردها ، زحل‌ها ، مشتری‌ها

#رضا_نیکوکار


مورخ : دوشنبه 1395/04/14 + 08:50 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - شعروگرافی 2
چاپ این صفحه





من کشته‌ی این عشقم و باید بگذارند
فردای جهان ، نام مرا بر سر کوچه !

#رضا_نیکوکار


مورخ : دوشنبه 1395/04/14 + 08:31 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - شعروگرافی 1
چاپ این صفحه





چار دیوار اتاق از تو و عكست خالیست
یک به یک خاطره‌ها دور و برم می‌شكند

#رضا_نیکوکار


مورخ : یکشنبه 1395/04/13 + 09:43 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - تک‌بیت‌هایی برگزیده از اشعار
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست ،
توی تاریک‌ترین گوشه‌ی انباری‌هاست !

────────────────
مجنون‌ترم از هر چه که دیدید و شنیدید
هر روز ، بیابان به بیابان به بیابان ... !

────────────────
انداخته‌ام زیر قدم‌هات ، دلم را
باید که کمی پا بخورد قالی کرمان !

────────────────
نفس باد صبا ، مشک‌فشان هم بشود
باز بوی خوش تو رونق عطاری‌هاست !

────────────────
كاش یک روزی بیاید سمت آبادی ما
آن نسیمی كه پریشان كرد گیسوی تو را

────────────────
اگر شمعی بیفْروزد کسی ، سرما نمی‌ماند
خدا تنهاست اما بنده‌اش تنها نمی‌ماند ...

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : یکشنبه 1395/04/13 + 08:57 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - رباعی‌ها 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
تا آیه‌ی چشم تو به من نازل شد
وا کردن این گره ، کمی مشکل شد

هر وقت که چشم‌های خود را بستی
قانون بزرگ جاذبه باطل شد

────────────────
از فصل بهار تا زمستان ، باران
از رشت به مقصد خراسان ، باران
 
زائر که شدی ، می‌چکد از چشمانت
باران ، باران ، همیشه باران ، باران

────────────────
پایانم و انگیزه‌ی آغازی نیست
غیر از تو درون سینه‌ام رازی نیست

ای قصه‌ی سر به مهرِ صندوقِ دلم !
بی‌ چشم تو روی نقشه شیرازی نیست

────────────────
باید که به دادِ بی‌پناهی برسم
به درکِ کبوتران چاهی برسم

من را به کسی عزیز غیر از تو چه کار ؟
دریا شده‌ام به شاه‌ماهی برسم

────────────────
فریاد زدم بهانه‌ی شعرم را
پر کرده‌ام از تو خانه‌ی شعرم را

من با تو خوشم ؛ به کل دنیا بفرست
آوازه‌ی عاشقانه‌ی شعرم را

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : یکشنبه 1395/04/13 + 08:27 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - مثنوی
چاپ این صفحه


عطر خوشبوی گلِ آن‌ ور دیواری تو
بیشتر دست مرا کاش نگه داری تو

با تو قرآن لب طاقچه را می شنوم
"من صدای نفس باغچه را می شنوم"

در خودش قدرت صد معجزه را جا داده
این دو تا دست که بر روی زمین افتاده

کیست این کوه که یک مشک به دندان دارد ؟
چیست این عشق که هفتاد و دو مهمان دارد ؟

کم نمی‌آورد این یکه‌سوارِ بی‌دست
کوه اگر روی زمین هم که بیفتد ، کوه است

"کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ"
در دل واقعه ، تصویر نماز گل سرخ

کار ما نیست تو را در دو سه خط بنویسیم
بی تو تنها بنشینیم و فقط بنویسیم

آب را بعد تو صد مرتبه ما گِل کردیم
در هیاهوی زمین ، دست تو را ول کردیم

دستِ از شانه جدا را که همین نزدیکی‌ست
یادمان رفت خدا را که همین نزدیکی‌ست

یادمان رفت دلِ سوخته‌ی اکبر را
حنجرِ پاره و خونین علی‌ اصغر را

یادمان رفت لب تشنه‌ی دریا را هم
بر سر نیزه سخن گفتنِ سرها را هم

یادمان رفت گلِ آن ور دیواری تو
یادمان رفت ابوالفضل علمداری تو


#رضا_نیکوکار

مورخ : شنبه 1395/04/12 + 09:08 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - چهار پاره
چاپ این صفحه


در خواب هم ای کوفه ! نمی بینی از این پس
"اللهُ احد" از نفسِ ماه بریزد
دیگر سر این کوچه کسی نیست که هر شب
بارانی از الماس ، ته چاه بریزد

یک خاطره مانده‌ست از آن چاه و از آن ماه
از غربت شب‌های تو اما خبری نیست
تا بوی کباب از جگرِ کوچه بلند است ،
از نان و رطب‌های تو مولا ! خبری نیست

شوق ملکوت از ته چشمان تو پیداست
ای آینه‌ی حک شده بر سینه‌ی محراب
در عرش محمد (ص) به تماشای تو برخاست
ای واشده فرق تو در آیینه‌ی محراب

بعد از تو کسی نیست که با پُشته‌ی نانش
آرام بیاید درِ هر خانه ، شبانه
در دستِ یتیمان جهان کاسه‌ی صبر است
"ای تیر غمت را دل عشّاق نشانه"

هر شعر که در وصف تو خواندیم و شنیدیم
هر جرعه به نام تو شرابی ازلی بود
تا هست ، علی هست و علی هست و علی هست
تا بود ، علی بود و علی بود و علی بود ...



#رضا_نیکوکار

مورخ : شنبه 1395/04/12 + 09:04 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام