شعرانه ------------------------------------------- ای مرغ سحر ! عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد ✽ ✽ ✽ این مدعیان در طلبش بی‌خبرانند کان را که خبر شد ، خبری باز نیامد ------------------------------------------- tag:http://best--poems.mihanblog.com 2017-11-24T03:03:12+01:00 mihanblog.com خواجه عبدالله انصاری ● تک‌بیت‌ها 2017-11-16T04:06:32+01:00 2017-11-16T04:06:32+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1230 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════در هیچکس به چشم حقارت نظر مکنتا در تو هم به دیده‌ی تحقیر ننگرند────────────────احتیاط ما چه سنجد پیش تقدیرِ اله؟چون تو را چون گوی گردون کرد چوگان ازل────────────────آنکس که به بندگی قرارش باشدبا نیک و بدِ خلق چه کارش باشد؟────────────────شرم باد از حضرت حق، آدمی را هر سحرکو به خواب غفلت است و حمدگویان فاخته────────────────مقام خوب و دلجوی است فردوسولیکن رونق کویَت ندارد!────────────────از دوست به مرگ آنچنانم خرسندصد تحفه دهم اگر کنونم بکشند!═══════ * ═
-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════

در هیچکس به چشم حقارت نظر مکن
تا در تو هم به دیده‌ی تحقیر ننگرند

────────────────
احتیاط ما چه سنجد پیش تقدیرِ اله؟
چون تو را چون گوی گردون کرد چوگان ازل

────────────────
آنکس که به بندگی قرارش باشد
با نیک و بدِ خلق چه کارش باشد؟

────────────────
شرم باد از حضرت حق، آدمی را هر سحر
کو به خواب غفلت است و حمدگویان فاخته

────────────────
مقام خوب و دلجوی است فردوس
ولیکن رونق کویَت ندارد!

────────────────
از دوست به مرگ آنچنانم خرسند
صد تحفه دهم اگر کنونم بکشند!

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● مثنوی 2017-11-11T02:31:45+01:00 2017-11-11T02:31:45+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1229 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════عیب کسان منگر و احسان خویشدیده فرو کن به گریبان خویشآینه، روزی که بگیری به دستخود شکن آن روز؛ مشو خودپرستخویشتن‌آرای مشو چون بهارتا نکند در تو طمع روزگار═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════

عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو کن به گریبان خویش

آینه، روزی که بگیری به دست
خود شکن آن روز؛ مشو خودپرست

خویشتن‌آرای مشو چون بهار
تا نکند در تو طمع روزگار

══════ * ══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● غزل ۳ 2017-11-08T02:31:38+01:00 2017-11-08T02:31:38+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1228 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════ای طالبی که دعویِ عشق خدا کنی!در غیر او، نظر به محبت چرا کنی؟از جستجوی غیر تو بیگانه شو، اگرخواهی که دل به حضرت او آشنا کنیحقّا که شور و ولوله در آسمان فتدآنگه که تو ز بیم خدا ربّنا کنیملک بهشت، از تو شود گر ز روی عجزخود را فدای خاطر یک بینوا کنیانصاریا! چو روز شوی روشن، ار شبیخود را به عجز بر در سلطان، گدا کنی═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════

ای طالبی که دعویِ عشق خدا کنی!
در غیر او، نظر به محبت چرا کنی؟

از جستجوی غیر تو بیگانه شو، اگر
خواهی که دل به حضرت او آشنا کنی

حقّا که شور و ولوله در آسمان فتد
آنگه که تو ز بیم خدا ربّنا کنی

ملک بهشت، از تو شود گر ز روی عجز
خود را فدای خاطر یک بینوا کنی

انصاریا! چو روز شوی روشن، ار شبی
خود را به عجز بر در سلطان، گدا کنی

══════ * ══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● غزل ۲ 2017-11-08T02:29:14+01:00 2017-11-08T02:29:14+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1227 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════دلا! در کار حق می‌کن نظرهاکه در راه تو می‌بینم خطرهاگُشا از خواب غفلت چشم، تا منبه گوشِ هوشِ تو گویم خبرهانگر در خلق؛ گورستان فکندهز یک تیرِ فنا، جمله سپرهابسا شاهانِ مَه‌روی‌اند در خاککز ایشان در جهان مانده اثرهامعاصی، زهر و قهر از تو نمودهبه کام نفس تو همچو شکرهاگذرگاهی‌ست این دنیای فانینیاید مرد عاقل در گذرهاچو در پیش است مرگ، ای پیر انصار!تماشای جهان کن در سفرها═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════

دلا! در کار حق می‌کن نظرها
که در راه تو می‌بینم خطرها

گُشا از خواب غفلت چشم، تا من
به گوشِ هوشِ تو گویم خبرها

نگر در خلق؛ گورستان فکنده
ز یک تیرِ فنا، جمله سپرها

بسا شاهانِ مَه‌روی‌اند در خاک
کز ایشان در جهان مانده اثرها

معاصی، زهر و قهر از تو نموده
به کام نفس تو همچو شکرها

گذرگاهی‌ست این دنیای فانی
نیاید مرد عاقل در گذرها

چو در پیش است مرگ، ای پیر انصار!
تماشای جهان کن در سفرها

══════ * ══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۶ 2017-11-05T02:05:48+01:00 2017-11-05T02:05:48+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1226 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════یا رب! ز کَرم به حال من رحمت کنبر این دل ناتوان من رحمت کندر سینه‌ی دردمند من راحت نِهبر دیده‌ی اشکبار من رحمت کن────────────────مقصود دل و مرادِ جانی، عشق استسرمایه‌ی عمر و زندگانی عشق استآن عشق بُود کز او بقا یافته خضریعنی که حیات جاودانی عشق است────────────────یا رب! دل پاک و جان آگاهم دِهآهِ شب و گریه‌ی سحرگاهم دهدر راه خود، اول ز خودم بیخود کنبیخود چو شدم، ز خود به خود راهم ده═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
یا رب! ز کَرم به حال من رحمت کن
بر این دل ناتوان من رحمت کن

در سینه‌ی دردمند من راحت نِه
بر دیده‌ی اشکبار من رحمت کن

────────────────
مقصود دل و مرادِ جانی، عشق است
سرمایه‌ی عمر و زندگانی عشق است

آن عشق بُود کز او بقا یافته خضر
یعنی که حیات جاودانی عشق است
────────────────
یا رب! دل پاک و جان آگاهم دِه
آهِ شب و گریه‌ی سحرگاهم ده

در راه خود، اول ز خودم بیخود کن
بیخود چو شدم، ز خود به خود راهم ده

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۵ 2017-11-04T03:04:00+01:00 2017-11-04T03:04:00+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1225 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════نِی از تو حیات جاودان می‌خواهمنی عیش و تنعم جهان می‌خواهمنی کام دل و راحتِ جان می‌خواهمهر چیز رضای توست، آن می‌خواهم────────────────دل، درد تو را به جان مداوا نکنددر عشق تو، جان ز غم محابا نکندما راز غمت به کس نگوییم، اگربوی جگر سوخته رسوا نکند!────────────────یا رب! ز رهِ راست نشانی خواهماز ماده‌ی آب و خاک، جانی خواهماز نعمت خود چو بهره‌مندم کردیدر شکرگزاریت زبانی خواهم═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
نِی از تو حیات جاودان می‌خواهم
نی عیش و تنعم جهان می‌خواهم

نی کام دل و راحتِ جان می‌خواهم
هر چیز رضای توست، آن می‌خواهم

────────────────
دل، درد تو را به جان مداوا نکند
در عشق تو، جان ز غم محابا نکند

ما راز غمت به کس نگوییم، اگر
بوی جگر سوخته رسوا نکند!
────────────────
یا رب! ز رهِ راست نشانی خواهم
از ماده‌ی آب و خاک، جانی خواهم

از نعمت خود چو بهره‌مندم کردی
در شکرگزاریت زبانی خواهم

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۴ 2017-11-01T02:29:43+01:00 2017-11-01T02:29:43+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1224 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════با صُنع تو هر مورچه رازی داردبا شوق تو هر سوخته سازی داردای خالق ذوالجلال! نومید مکنآن را که به درگهت نیازی دارد────────────────گشتم به هوس، گردِ بد و نیک، بسیحاصل نشد از عمر مرا جز هوسیتا می‌ماند ز عمر، یا رب! نفسی،دریاب؛ که جز تو نیست فریادرسی────────────────من بی تو دَمی قرار نتوانم کرداحسان تو را شمار نتوانم کردگر بر تن من زبان شود هر مویییک شکر تو از هزار نتوانم کرد═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
با صُنع تو هر مورچه رازی دارد
با شوق تو هر سوخته سازی دارد

ای خالق ذوالجلال! نومید مکن
آن را که به درگهت نیازی دارد

────────────────
گشتم به هوس، گردِ بد و نیک، بسی
حاصل نشد از عمر مرا جز هوسی

تا می‌ماند ز عمر، یا رب! نفسی،
دریاب؛ که جز تو نیست فریادرسی
────────────────
من بی تو دَمی قرار نتوانم کرد
احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۳ 2017-10-31T02:15:40+01:00 2017-10-31T02:15:40+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1223 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════خون شد دلِ مسکین ز جگرخواری دلهم بگذرد ایام غم و خواریِ دلشادم که به خواب دیدمش ناگاهیگوئی اثری نمود بیداری دل────────────────با خلق میامیز که مغرور شویدر خلق بمانیّ و از آن دور شویبا خلقِ‌جهان مگو تو راز دل خویش؛درمان نتوانند و تو رنجور شوی────────────────اندر رهِ فقر، دیده نادیده کنندهرچه نه حدیث اوست، نشنیده کنندخاک ره او باش که شاهان جهانخاک قدمش چو سُرمه در دیده کنند═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
خون شد دلِ مسکین ز جگرخواری دل
هم بگذرد ایام غم و خواریِ دل

شادم که به خواب دیدمش ناگاهی
گوئی اثری نمود بیداری دل

────────────────
با خلق میامیز که مغرور شوی
در خلق بمانیّ و از آن دور شوی

با خلقِ‌جهان مگو تو راز دل خویش؛
درمان نتوانند و تو رنجور شوی
────────────────
اندر رهِ فقر، دیده نادیده کنند
هرچه نه حدیث اوست، نشنیده کنند

خاک ره او باش که شاهان جهان
خاک قدمش چو سُرمه در دیده کنند

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۲ 2017-10-30T02:52:40+01:00 2017-10-30T02:52:40+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1222 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════گر دامنِ دیدار تو در چنگ آیدسهل است که پای عمر بر سنگ آیدهرچند گدای کوی عشقم حقّااز جمله جهان بی تو مرا ننگ آید────────────────یاد تو، انیسِ خاطرِ غمگینمبی یاد تو با هیچکسی ننشینمبر یاد تو، فریاد تو دارم شب و روزشمع غم توست بر سر بالینم────────────────ما را سر و سودای کسی دیگر نیستدر عشق تو پروای کسی دیگر نیستجز تو، دگری جای نگیرد در دلدل جای تو شد؛ جای کسی دیگر نیست═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گر دامنِ دیدار تو در چنگ آید
سهل است که پای عمر بر سنگ آید

هرچند گدای کوی عشقم حقّا
از جمله جهان بی تو مرا ننگ آید

────────────────
یاد تو، انیسِ خاطرِ غمگینم
بی یاد تو با هیچکسی ننشینم

بر یاد تو، فریاد تو دارم شب و روز
شمع غم توست بر سر بالینم
────────────────
ما را سر و سودای کسی دیگر نیست
در عشق تو پروای کسی دیگر نیست

جز تو، دگری جای نگیرد در دل
دل جای تو شد؛ جای کسی دیگر نیست

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۱ 2017-10-28T04:51:04+01:00 2017-10-28T04:51:04+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1221 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════تا چند بر این نفسِ هوا تکیه کنی؟درد است به امّید دوا تکیه کنیبرخیز ز بسترِ مرادِ دل خویشبر بالشِ رحمت خدا تکیه کنی────────────────از بی‌ادبی، کسی به جایی نرسیددُرّی‌ست ادب، به هر گدایی نرسیدسررشته‌ی ملکِ پادشاهی ادب استتا چیست که جز به پادشایی نرسید...────────────────تا در ره عشق او مجرد نشویهرگز ز خودیّ خویش، بیخود نشویدنیا همه بند توست بر درگه اودر بند قبول باش تا رد نشوی═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
تا چند بر این نفسِ هوا تکیه کنی؟
درد است به امّید دوا تکیه کنی

برخیز ز بسترِ مرادِ دل خویش
بر بالشِ رحمت خدا تکیه کنی

────────────────
از بی‌ادبی، کسی به جایی نرسید
دُرّی‌ست ادب، به هر گدایی نرسید

سررشته‌ی ملکِ پادشاهی ادب است
تا چیست که جز به پادشایی نرسید...
────────────────
تا در ره عشق او مجرد نشوی
هرگز ز خودیّ خویش، بیخود نشوی

دنیا همه بند توست بر درگه او
در بند قبول باش تا رد نشوی

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۰ 2017-10-26T03:36:08+01:00 2017-10-26T03:36:08+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1220 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشیدیوانه‌ی تو، هر دو جهان را چه کند؟────────────────درویش! برو حقّ عبادت بگزارشکر کرمش در همه ساعت بگزارای آنکه توانگریّ و نعمت داری!شکرانه‌ی نعمتش به طاعت بگزار────────────────ای واقف اسرار ضمیر همه‌کسدر حالت عجز، دستگیر همه‌کساز هر گنهم توبه دِه و عذر پذیرای توبه‌ده و عذرپذیر همه‌کس═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
دیوانه‌ی تو، هر دو جهان را چه کند؟

────────────────
درویش! برو حقّ عبادت بگزار
شکر کرمش در همه ساعت بگزار

ای آنکه توانگریّ و نعمت داری!
شکرانه‌ی نعمتش به طاعت بگزار

────────────────
ای واقف اسرار ضمیر همه‌کس
در حالت عجز، دستگیر همه‌کس

از هر گنهم توبه دِه و عذر پذیر
ای توبه‌ده و عذرپذیر همه‌کس

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۹ 2017-10-25T04:37:04+01:00 2017-10-25T04:37:04+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1219 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════ای دل! تو ز خلق، هیچ یاری مطلبوز شاخِ برهنه سایه‌داری مطلبعزت ز قناعت است و خواری به طلب؛با عزت خود بساز و خواری مطلب────────────────با داده‌ی حق اگر تو راضی باشی،از همچو وی‌ای کِی متقاضی باشی؟راضی شو و خوش باش که یک هفته‌ی دورمستقبلی آید که تو ماضی باشی────────────────یا رب! ز شراب عشق سرمستم کنیکباره به بندِ عشق، پابستم کناز هرچه ز عشق خود، تهیدستم کندر عشق خودت نیست کن و هستم کن═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ای دل! تو ز خلق، هیچ یاری مطلب
وز شاخِ برهنه سایه‌داری مطلب

عزت ز قناعت است و خواری به طلب؛
با عزت خود بساز و خواری مطلب

────────────────
با داده‌ی حق اگر تو راضی باشی،
از همچو وی‌ای کِی متقاضی باشی؟

راضی شو و خوش باش که یک هفته‌ی دور
مستقبلی آید که تو ماضی باشی

────────────────
یا رب! ز شراب عشق سرمستم کن
یکباره به بندِ عشق، پابستم کن

از هرچه ز عشق خود، تهیدستم کن
در عشق خودت نیست کن و هستم کن

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۸ 2017-10-24T03:35:28+01:00 2017-10-24T03:35:28+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1218 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════به ظاهر راست رو؛ اینَت شریعتبه باطن صاف شو؛ اینت طریقتچو ظاهر را به باطن راست کردیخدا بین شو ز دل؛ اینت حقیقت────────────────بازی بودم پریده از عالمِ رازباشد که برم ز شیْب، صیدی به فرازاینجا چو کسی نیافتم محرم راززآن در که درآمدم، برون رفتم باز────────────────هر کس که همیشه بر مرادِ دل رفتاز خانه‌ی عمر خویش، بی‌حاصل رفتوآن کس که برای نفْس، برگشت ز حقسرگشته و حیران شد و بر باطل رفت═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
به ظاهر راست رو؛ اینَت شریعت
به باطن صاف شو؛ اینت طریقت

چو ظاهر را به باطن راست کردی
خدا بین شو ز دل؛ اینت حقیقت

────────────────
بازی بودم پریده از عالمِ راز
باشد که برم ز شیْب، صیدی به فراز

اینجا چو کسی نیافتم محرم راز
زآن در که درآمدم، برون رفتم باز

────────────────
هر کس که همیشه بر مرادِ دل رفت
از خانه‌ی عمر خویش، بی‌حاصل رفت

وآن کس که برای نفْس، برگشت ز حق
سرگشته و حیران شد و بر باطل رفت

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۷ 2017-10-23T02:22:34+01:00 2017-10-23T02:22:34+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1217 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════عیب است بزرگ برکشیدن خود راوز جمله‌ی خلق، برگزیدن خود رااز مردمک دیده بباید آموختدیدن همه‌کس را و ندیدن خود را────────────────گر از پی شهوت و هوا خواهی رفتاز من خبرت که بینوا خواهی رفتبنگر چه کسیّ و از کجا آمده‌ایمی‌دان که چه می‌کنی، کجا خواهی رفت────────────────با عشق جمال ما اگر همنفسی،یک حرف بس است بین ما و تو کسیتا با تو توییّ توست، بر ما نرسیدر ما تو گهی رسی که بر ما برسی═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
عیب است بزرگ برکشیدن خود را
وز جمله‌ی خلق، برگزیدن خود را

از مردمک دیده بباید آموخت
دیدن همه‌کس را و ندیدن خود را

────────────────
گر از پی شهوت و هوا خواهی رفت
از من خبرت که بینوا خواهی رفت

بنگر چه کسیّ و از کجا آمده‌ای
می‌دان که چه می‌کنی، کجا خواهی رفت

────────────────
با عشق جمال ما اگر همنفسی،
یک حرف بس است بین ما و تو کسی

تا با تو توییّ توست، بر ما نرسی
در ما تو گهی رسی که بر ما برسی

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۶ 2017-10-21T02:30:09+01:00 2017-10-21T02:30:09+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1216 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════ای جانِ تو در پی هوا گشته گرو!بنشین پی کار خویش و بسیار مدوزیرا که نمی‌خرند در رسته‌ی عشقصد جان مقدس و مطهر به دو جو────────────────اندر رهِ حق، تصرف آغاز مکنچشم بد خود به عیب کس باز مکنسرّ دل هر بنده خدا می‌داندخود را تو در این میانه انباز مکن────────────────عمرم به غمِ دنییِ دون می‌گذردهر لحظه ز دیده سیل خون می‌گذردشب، خفته و روز، مست و تا چاشت، خماراوقات شریف بین که چون می‌گذرد...═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ای جانِ تو در پی هوا گشته گرو!
بنشین پی کار خویش و بسیار مدو

زیرا که نمی‌خرند در رسته‌ی عشق
صد جان مقدس و مطهر به دو جو

────────────────
اندر رهِ حق، تصرف آغاز مکن
چشم بد خود به عیب کس باز مکن

سرّ دل هر بنده خدا می‌داند
خود را تو در این میانه انباز مکن

────────────────
عمرم به غمِ دنییِ دون می‌گذرد
هر لحظه ز دیده سیل خون می‌گذرد

شب، خفته و روز، مست و تا چاشت، خمار
اوقات شریف بین که چون می‌گذرد...

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۵ 2017-10-20T04:31:24+01:00 2017-10-20T04:31:24+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1215 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════دنیا طلبا! تو در جهان رنجوریعُقبی طلبا! تو از حقیقت دوریمولا طلبا! که داغ مولا داری،اندر دو جهان مظفر و منصوری────────────────شرط است که چون مردِ رهِ درد شویخاکی‌تر و ناچیزتر از گَرد شویهر کو ز مراد کم کند، مرد شودکم کن الفِ مراد تا مرد شوی────────────────صد سال در آشتم اگر مَحْل بُود،آن آتش سوزنده مرا سهل بود!با مردمِ نااهل، مبادا صحبتکز مرگ بَتَر صحبتِ نااهل بود═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
دنیا طلبا! تو در جهان رنجوری
عُقبی طلبا! تو از حقیقت دوری

مولا طلبا! که داغ مولا داری،
اندر دو جهان مظفر و منصوری

────────────────
شرط است که چون مردِ رهِ درد شوی
خاکی‌تر و ناچیزتر از گَرد شوی

هر کو ز مراد کم کند، مرد شود
کم کن الفِ مراد تا مرد شوی

────────────────
صد سال در آشتم اگر مَحْل بُود،
آن آتش سوزنده مرا سهل بود!

با مردمِ نااهل، مبادا صحبت
کز مرگ بَتَر صحبتِ نااهل بود

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۴ 2017-10-18T06:11:40+01:00 2017-10-18T06:11:40+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1214 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════بی حکم تو چرخ، یک زمانی نبُودبی امر تو خلق را زبانی نبودگر بگذری از کرده و ناکرده‌ی منمن سود کنم؛ تو را زیانی نبود────────────────خواهی که در این زمانه مردی گردیاندر رهِ دین، صاحب دردی گردیروزان و شبان به گردِ مردان می‌گرد؛مردی گردی چو گردِ مردی گردی────────────────در راه خدا دو کعبه آمد حاصل:یک کعبه‌ی صورت است و یک کعبه‌ی دلتا بتوانی، زیارت دل‌ها کنکافزون ز هزار کعبه باشد یک دل═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
بی حکم تو چرخ، یک زمانی نبُود
بی امر تو خلق را زبانی نبود

گر بگذری از کرده و ناکرده‌ی من
من سود کنم؛ تو را زیانی نبود

────────────────
خواهی که در این زمانه مردی گردی
اندر رهِ دین، صاحب دردی گردی

روزان و شبان به گردِ مردان می‌گرد؛
مردی گردی چو گردِ مردی گردی

────────────────
در راه خدا دو کعبه آمد حاصل:
یک کعبه‌ی صورت است و یک کعبه‌ی دل

تا بتوانی، زیارت دل‌ها کن
کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۳ 2017-10-17T06:08:55+01:00 2017-10-17T06:08:55+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1213 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════مست توام؛ از جرعه و جام آزادممرغ توام؛ از دانه و دام آزادممقصود من از کعبه و بتخانه توییور نه ، من از این هر دو مقام آزادم────────────────از صبح وصال، بی‌خبر بود عدمآنجا که من و عشق تو بودیم به همروزانه اگر کسی نبینم همدمشب هست مرا غمت چه از بیش و چه کم────────────────یا رب! ز تو آنچه من گدا می‌خواهمافزون ز هزار پادشا می‌خواهمهر کس ز درِ تو حاجتی می‌خواهدمن آمده‌ام از تو، تو را می‌خواهم═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مست توام؛ از جرعه و جام آزادم
مرغ توام؛ از دانه و دام آزادم

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی
ور نه ، من از این هر دو مقام آزادم

────────────────
از صبح وصال، بی‌خبر بود عدم
آنجا که من و عشق تو بودیم به هم

روزانه اگر کسی نبینم همدم
شب هست مرا غمت چه از بیش و چه کم

────────────────
یا رب! ز تو آنچه من گدا می‌خواهم
افزون ز هزار پادشا می‌خواهم

هر کس ز درِ تو حاجتی می‌خواهد
من آمده‌ام از تو، تو را می‌خواهم

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۲ 2017-10-16T02:49:17+01:00 2017-10-16T02:49:17+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1212 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════من بنده‌ی عاصیم، رضای تو کجاست؟تاریک دلم، نور ضیاء تو کجاست؟ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشیآن بَیْع بُود، لطف و عطای تو کجاست؟────────────────در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آیداز حال بهشتیان مرا ننگ آیدور بی تو به صحرای بهشتم خوانندصحرای بهشت، بر دلم ننگ آید────────────────عاشق چو دل از وجود خود برگیرداندر دو جهان، دو زلف دلبر گیردبالله، عجب نباشد از دلبر اوکو را به کمال لطف در بر گیرد═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
من بنده‌ی عاصیم، رضای تو کجاست؟
تاریک دلم، نور ضیاء تو کجاست؟

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی
آن بَیْع بُود، لطف و عطای تو کجاست؟

────────────────
در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید

ور بی تو به صحرای بهشتم خوانند
صحرای بهشت، بر دلم ننگ آید

────────────────
عاشق چو دل از وجود خود برگیرد
اندر دو جهان، دو زلف دلبر گیرد

بالله، عجب نباشد از دلبر او
کو را به کمال لطف در بر گیرد

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>
خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱ 2017-10-15T05:17:32+01:00 2017-10-15T05:17:32+01:00 tag:http://best--poems.mihanblog.com/post/1211 نارام -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------════════════════یا رب! دل ما را تو به رحمت جان دِهدرد همه را به صابری درمان دهاین بنده چه داند که چه می‌باید جست؟داننده تویی؛ هر آنچه دانی، آن ده────────────────هر کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشیدیوانه‌ی تو، هر دو جهان را چه کند؟────────────────پیوسته دلم، دَم از رضای تو زندجان در تن من، نفس برای تو زندگر بر سر خاک من گیاهی رویداز هر برگش، بوی وفای تو زند═══════ * ═══════❖ #خواجه_عبدالله_انصاری -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
یا رب! دل ما را تو به رحمت جان دِه
درد همه را به صابری درمان ده

این بنده چه داند که چه می‌باید جست؟
داننده تویی؛ هر آنچه دانی، آن ده

────────────────
هر کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
دیوانه‌ی تو، هر دو جهان را چه کند؟

────────────────
پیوسته دلم، دَم از رضای تو زند
جان در تن من، نفس برای تو زند

گر بر سر خاک من گیاهی روید
از هر برگش، بوی وفای تو زند

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری
]]>