ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



باباطاهر - عکس‌نوشته‌ها 3
چاپ این صفحه





اگر جز مهر تو اندر دلم شد
به هفتاد و دو ملت ، کافر هستم !

#باباطاهر


مورخ : یکشنبه 1395/01/1 + 12:24 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

باباطاهر - عکس‌نوشته‌ها 2
چاپ این صفحه





مرا از آتش دوزخ چه غم باشد ؟
که دوزخ جزوی از خاکستر هستم !

#باباطاهر


مورخ : یکشنبه 1395/01/1 + 12:22 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

باباطاهر - عکس‌نوشته‌ها 1
چاپ این صفحه





گلان ! فصل بهاران هفته‌ای هست
زمان وصل یاران هفته‌ای هست

غنیمت دان وصال لاله‌رویان
که گل در لاله‌زاران هفته‌ای هست

#باباطاهر


مورخ : یکشنبه 1395/01/1 + 12:10 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

باباطاهر - دوبیتی‌ها 14
چاپ این صفحه


نمی‌دانم که سرگردان چرایم
گهی نالان ، گهی گریان چرایم

همه دردی به دوران یافت درمان
ندانم من که بی‌درمان چرایم

---

تو دوری از برم ،‌ دل در برم نیست
هوای دیگری اندر سرم نیست

به جان دلبرم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نیست

---

دل تو ، کِی ز حالم با خبر شد ؟
کجا رحمت به این خونین‌جگر شد ؟

تو که خونین‌جگر هرگز نبودی
کی از خونین‌جگرها باخبر شد ؟



#باباطاهر

مورخ : چهارشنبه 1394/11/28 + 01:57 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

باباطاهر - دوبیتی‌ها 13
چاپ این صفحه


مدامم دلْ پر از خون جگر شد
چو شمع ، آتش به جان و دیده تر شد

نشینم بر سر راهت شب و روز
که تا روزی تو را بر من گذر شد

---

به نادانی گرفتم کوره‌ راهی
ندانستم که می‌افتم به چاهی

به دل گفتم رفیقی تا به منزل ؟
ندانستم رفیق نیمه راهی

---

جهانِ بی‌وفا زندان ما شد
گلِ غم قسمت دامان ما شد

غم یعقوب و محنت‌های ایوب
همه گویا نصیب جان ما شد !

---

بیا جانا دل پردرد من بین
سرشک سرخ و روی زرد من بین

غم مهجوری و درد صبوری
همه بر جان غم‌پروردِ من بین

---
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل
ز رنگ روی تو دل‌خونم ای گل

من عاشق ز عشقت بی‌قرارم
تو چون لیلی و من مجنونم ای گل



#باباطاهر

مورخ : چهارشنبه 1394/11/28 + 01:40 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

باباطاهر - دوبیتی‌ها 12
چاپ این صفحه


نگارینا ! دل و جانم تو داری
همه پیدا و پنهانم تو داری

نمی‌دانم که این درد از که دارم
همی‌ دانم که درمانم تو داری

---

اگر دردم یکی بودی ، چه بودی ؟
وگر غم اندکی بودی ، چه بودی ؟

به بالینم طبیبی یا حبیبی
ازین هردو یکی بودی ، چه بودی ؟

---

من آن رندم که عصیان پیشه دارم
به دستی جام و دستی شیشه دارم

اگر تو بی‌گناهی ، رو مَلِک شو
من از حوا و آدم ریشه دارم

---

نگار تازه‌خیز ما کجایی ؟
به چشمان سرمه‌ریز ما کجایی ؟

نفس بر سینه‌ی طاهر رسیده
دمِ رفتن ، عزیز ما کجایی ؟

---
دلی دارم چو مرغِ پا شکسته
چو کشتی بر لب دریا نشسته

تو گویی طاهرا ! چون تارْ بنْواز
صدا چون می‌دهد تارِ گسسته ؟



#باباطاهر

مورخ : چهارشنبه 1394/11/28 + 01:26 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

باباطاهر - دوبیتی‌ها 11
چاپ این صفحه


قَدَم دائم ز بار غصه خم شد
چو منْ خونین‌دلی در دهر کم شد

ز غم یک‌دم من آزادی ندارم
دل بیچاره‌ی من کوهِ غم شد

---

ز هجرانت هزار اندیشه دارم
همیشه زهر غم در شیشه دارم

ز ناسازیِ بخت و گردش چرخ
فغان و آه و زاری پیشه دارم

---

همه روزم ، فغان و بی‌قراری
شبان ، بیداری و فریاد و زاری

به من سوزد دلِ هر دور و نزدیک
تو از سنگین‌دلی پروا نداری

---

بمیرم تا تو چشم ‌تر نبینی
شرارِ آهِ پُر آذر نبینی

چنانم آتش عشقت بسوزد
که از من مشت خاکستر نبینی

---
به دل چون یادم از بوم و بر آید
سرشکم بی‌خود از چشمِ تر آید

از آن ترسم من برگشته دوران
که عمرم در غریبی بر سر آید



#باباطاهر

مورخ : چهارشنبه 1394/11/28 + 01:14 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

باباطاهر - دوبیتی‌ها 10
چاپ این صفحه


خوشا آن‌ دل که از خود بی‌خبر شد
نداند در سفر یا در حضر شد

به کوه و دشت و صحرا همچو مجنون
پیِ لیلی دوان با چشم تر شد

---

من آن دلداده‌ی بی‌خانمانم
من آن محنت ‌نصیبِ سخت‌جانم

من آن سرگشته خارم در بیابان
که چون بادی وزد ، هر سو دوانم

---

به آهی ، گنبد خضرا بسوزم
فلک را جمله سر تا پا بسوزم

بسوزم ار نه کارم را بسازی
چه فرمایی ؟ بسازی یا بسوزم ؟

---

شبم از روز و روز از شب ، بَتَر شد
دل آشفته‌ام زیر و زبر شد

شب و روز از فراقت ناله‌ی من
چو آهِ سوخته‌جانان پر شرر شد

---
به دام دلبری ، دل مبتلا شد
که هجرانش بلا ، وصلش بلا شد

در این ویرانه‌دل ، جز خون ندیدم
نه دل ، گویی که دشت کربلا شد !



#باباطاهر

مورخ : چهارشنبه 1394/11/28 + 12:57 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 3
1
2
3