ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



اصغر عظیمی‌ مهر - غزل 3
چاپ این صفحه


از صد آدم ، یک نفر انسان خوبی می‌شود !
آخرش دوران ما ، دوران خوبی می‌شود !

می‌شود خودکامه کم‌کم مهربان و دستِ کم
شهر ما هم صاحب زندان خوبی می‌شود !

گر درآمد اشک من از رفتنت ، دلخور نشو !
دست کم در شهرتان باران خوبی می‌شود !

چارراهِ  بی‌چراغِ قرمزِ چشمان تو
-با کمی چرخش در آن- میدان خوبی می‌شود !

طول و عرض کوچه‌تان را بارها سنجیده است
کفش من دارد ریاضیدان خوبی می‌شود !

آخرش روزی پشیمان می‌شوی از رفتنت
شعر من هم صاحب پایان خوبی می‌شود !


#اصغر_عظیمی_مهر

مورخ : پنجشنبه 1394/11/29 + 12:16 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

اصغر عظیمی‌ مهر - غزل 2
چاپ این صفحه


شهرت شهرم اگر از بیستونش بوده است
جوهر شعر من از رنج و جنونش بوده است

شوکت دریا به موج و دولتِ باد از وزش ؛
در مقابل ،‌ هیبت کوه از سکونش بوده است

برج و بارو گرچه در ظاهر شکوه قلعه‌هاست
اتکای قصر ، اغلب بر ستونش بوده است

هر کسی بر سیم آخر می زند ، فهمیده است
شورِ تار از پنجه‌های ذوالفنونش بوده است

هیچ‌چیز از رمز و راز آن نفهمید آخرش
هر کسی در عشق فکر چند و چونش بوده است

چشم من چون کشتی نوح است ، در آن پا گذار
جای بیرون ، منتها ، دریا درونش بوده است


#اصغر_عظیمی_مهر

مورخ : پنجشنبه 1394/11/29 + 12:06 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

اصغر عظیمی‌ مهر - غزل 1
چاپ این صفحه


نشستم روی ساحل ، حال دریا را نمی‌دانم
من این پایینم و قانون بالا را نمی‌دانم

چرا این‌قدر مردم از حقایق روی‌گردانند ؟!
دلیل این همه انکار و ‌حاشا را نمی‌دانم

تمام قصه‌های عاشقانه آخرش تلخ است !
دلیل وضع این قانون دنیا را نمی‌دانم

نپرس از من که -در آینده تصمیمت چه خواهد شد ؟-
که ‌من برنامه‌های صبح فردا را نمی‌دانم !

همیشه ، ترس از روز مبادا داشتم ، اما
کماکان معنی -روز مبادا- را نمی‌دانم !

تو ‌تا دیروز می‌گفتی که -بی‌تو زود می‌میرم-
ولی این حرف دیروز است ؛ حالا را نمی‌دانم

برای چندمین بار است ترکم می‌کنی ، اما
گمانم بیش از این راه -مدارا- را نمی‌دانم !

نمی‌دانم که این شعر از کجا در خاطرم مانده
یکی اینجا دلش تنگ است ، آنجا را نمی‌دانم !

چرا این‌قدر آدم‌های تنها زود می‌میرند ؟!
دلیل مرگ آدم‌های تنها را نمی‌دانم

همیشه شعرهایم چیزهایی از تو‌ می‌دانند ؛
که من -با آنکه شاعر هستم - آن‌ها را نمی‌دانم !



#اصغر_عظیمی_مهر

مورخ : پنجشنبه 1394/11/29 + 11:58 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 4
1
2
3
4