تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۲
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گر دامنِ دیدار تو در چنگ آید
سهل است که پای عمر بر سنگ آید

هرچند گدای کوی عشقم حقّا
از جمله جهان بی تو مرا ننگ آید

────────────────
یاد تو، انیسِ خاطرِ غمگینم
بی یاد تو با هیچکسی ننشینم

بر یاد تو، فریاد تو دارم شب و روز
شمع غم توست بر سر بالینم
────────────────
ما را سر و سودای کسی دیگر نیست
در عشق تو پروای کسی دیگر نیست

جز تو، دگری جای نگیرد در دل
دل جای تو شد؛ جای کسی دیگر نیست

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : دوشنبه 1396/08/8 + 09:52 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۱
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
تا چند بر این نفسِ هوا تکیه کنی؟
درد است به امّید دوا تکیه کنی

برخیز ز بسترِ مرادِ دل خویش
بر بالشِ رحمت خدا تکیه کنی

────────────────
از بی‌ادبی، کسی به جایی نرسید
دُرّی‌ست ادب، به هر گدایی نرسید

سررشته‌ی ملکِ پادشاهی ادب است
تا چیست که جز به پادشایی نرسید...
────────────────
تا در ره عشق او مجرد نشوی
هرگز ز خودیّ خویش، بیخود نشوی

دنیا همه بند توست بر درگه او
در بند قبول باش تا رد نشوی

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : شنبه 1396/08/6 + 11:51 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱۰
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
دیوانه‌ی تو، هر دو جهان را چه کند؟

────────────────
درویش! برو حقّ عبادت بگزار
شکر کرمش در همه ساعت بگزار

ای آنکه توانگریّ و نعمت داری!
شکرانه‌ی نعمتش به طاعت بگزار

────────────────
ای واقف اسرار ضمیر همه‌کس
در حالت عجز، دستگیر همه‌کس

از هر گنهم توبه دِه و عذر پذیر
ای توبه‌ده و عذرپذیر همه‌کس

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : پنجشنبه 1396/08/4 + 10:36 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۹
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ای دل! تو ز خلق، هیچ یاری مطلب
وز شاخِ برهنه سایه‌داری مطلب

عزت ز قناعت است و خواری به طلب؛
با عزت خود بساز و خواری مطلب

────────────────
با داده‌ی حق اگر تو راضی باشی،
از همچو وی‌ای کِی متقاضی باشی؟

راضی شو و خوش باش که یک هفته‌ی دور
مستقبلی آید که تو ماضی باشی

────────────────
یا رب! ز شراب عشق سرمستم کن
یکباره به بندِ عشق، پابستم کن

از هرچه ز عشق خود، تهیدستم کن
در عشق خودت نیست کن و هستم کن

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : چهارشنبه 1396/08/3 + 11:37 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۸
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
به ظاهر راست رو؛ اینَت شریعت
به باطن صاف شو؛ اینت طریقت

چو ظاهر را به باطن راست کردی
خدا بین شو ز دل؛ اینت حقیقت

────────────────
بازی بودم پریده از عالمِ راز
باشد که برم ز شیْب، صیدی به فراز

اینجا چو کسی نیافتم محرم راز
زآن در که درآمدم، برون رفتم باز

────────────────
هر کس که همیشه بر مرادِ دل رفت
از خانه‌ی عمر خویش، بی‌حاصل رفت

وآن کس که برای نفْس، برگشت ز حق
سرگشته و حیران شد و بر باطل رفت

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : سه شنبه 1396/08/2 + 10:35 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۷
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
عیب است بزرگ برکشیدن خود را
وز جمله‌ی خلق، برگزیدن خود را

از مردمک دیده بباید آموخت
دیدن همه‌کس را و ندیدن خود را

────────────────
گر از پی شهوت و هوا خواهی رفت
از من خبرت که بینوا خواهی رفت

بنگر چه کسیّ و از کجا آمده‌ای
می‌دان که چه می‌کنی، کجا خواهی رفت

────────────────
با عشق جمال ما اگر همنفسی،
یک حرف بس است بین ما و تو کسی

تا با تو توییّ توست، بر ما نرسی
در ما تو گهی رسی که بر ما برسی

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : دوشنبه 1396/08/1 + 09:22 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۶
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ای جانِ تو در پی هوا گشته گرو!
بنشین پی کار خویش و بسیار مدو

زیرا که نمی‌خرند در رسته‌ی عشق
صد جان مقدس و مطهر به دو جو

────────────────
اندر رهِ حق، تصرف آغاز مکن
چشم بد خود به عیب کس باز مکن

سرّ دل هر بنده خدا می‌داند
خود را تو در این میانه انباز مکن

────────────────
عمرم به غمِ دنییِ دون می‌گذرد
هر لحظه ز دیده سیل خون می‌گذرد

شب، خفته و روز، مست و تا چاشت، خمار
اوقات شریف بین که چون می‌گذرد...

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : شنبه 1396/07/29 + 09:30 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۵
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
دنیا طلبا! تو در جهان رنجوری
عُقبی طلبا! تو از حقیقت دوری

مولا طلبا! که داغ مولا داری،
اندر دو جهان مظفر و منصوری

────────────────
شرط است که چون مردِ رهِ درد شوی
خاکی‌تر و ناچیزتر از گَرد شوی

هر کو ز مراد کم کند، مرد شود
کم کن الفِ مراد تا مرد شوی

────────────────
صد سال در آشتم اگر مَحْل بُود،
آن آتش سوزنده مرا سهل بود!

با مردمِ نااهل، مبادا صحبت
کز مرگ بَتَر صحبتِ نااهل بود

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : جمعه 1396/07/28 + 11:31 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام