تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



دکتر علی شریعتی - عکس‌نوشته
چاپ این صفحه





در زمانی که وفا ،
قصه‌ی برف به تابستان است
و صداقت ، گل نایابی است ،
به چه کس باید گفت :
با تو انسانم و خوشبخت‌ترین ؟

#دکتر_علی_شریعتی


مورخ : چهارشنبه 1395/02/22 + 10:12 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

دکتر علی شریعتی - غزل
چاپ این صفحه


از دیده به جای اشک ‌، خون می‌آید
دل خون شده از دیده برون می‌آید

دل خون شد از این غصّه که از قصّه‌ی عشق
می‌دید که آهنگ جنون می‌آید

می‌رفت و دو چشمِ انتظارم بر راه
کان عمر که رفته ، باز چون می‌آید ؟

با لاله که گفت حال ما را ؟ که چنین
دل‌سوخته و غرقه به خون می‌آید

کوتاه کن این قصه‌ی جان‌سوز ای شمع !
کز صحبت تو ، بوی جنون می‌آید


#دکتر_علی_شریعتی

مورخ : چهارشنبه 1395/02/22 + 10:06 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

دکتر علی شریعتی - مثنوی
چاپ این صفحه


می‌روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم‌آغوشت کنم

می‌روم ، از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از ما می‌روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را


#دکتر_علی_شریعتی

مورخ : چهارشنبه 1395/02/22 + 09:59 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

دکتر علی شریعتی - چهار پاره 2
چاپ این صفحه


چه امید بندم در این زندگانى ؟
که در ناامیدى سرآمد جوانى
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایى از این زندگانى

بنالم ز محنت همه روز تا شام
بگریم ز حسرت همه شام تا روز
تو گویى سپندم بر این آتشِ طور
بسوزم از این آتشِ آرزو سوز

بوَد کاندرین جمع ناآشنایان
پیامى رساند مرا آشنایى ؟
شنیدم سخن‌ها ز مهر و وفا ، لیک
ندیدم نشانى ز مهر و وفایى

چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یارى مرا نیست هم‌درد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم 



#دکتر_علی_شریعتی

مورخ : چهارشنبه 1395/02/22 + 09:57 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

دکتر علی شریعتی - چهار پاره 1
چاپ این صفحه


تا‌ سحر ، ای‌ شمع‌ ! بر با‌لین‌ من‌
امشب‌ از بهر خدا بیدار با‌ش‌
سا‌یه‌ی‌ غم‌ ، نا‌گها‌ن‌ بر دل‌ نشست‌
رحم‌ کن‌ ، امشب‌ مرا غمخوار با‌ش‌

کا‌م‌ِ امّیدم‌ به خون‌ آغشته‌ شد
تیرها‌ی‌ غم‌ چنا‌ن‌ بر دل‌ نشست‌
کا‌ندر این‌ دریا‌ی‌ مست‌ زندگی‌
کشتی‌ امید من‌ بر گِل‌ نشست‌

آه ‌! ای‌ یا‌ران‌ به فریا‌دم‌ رسید
ورنه‌ مرگ‌ امشب به فریا‌دم‌ رسد
ترسم آن شیرین‌تر از جانم ، ز راه
چون به دام مرگ افتادم ، رسد

گریه و فریاد بس کن شمع من !
بر دل ریشم ، نمک دیگر مپاش
قصّه‌ی بی‌تابی دل ، پیش من
بیش ازین دیگر مگو ، خاموش باش

جز توام‌ ای‌ مونس‌ شب‌ها‌ی‌ تا‌ر !
در جها‌ن‌ دیگر مرا یا‌ری‌ نما‌ند
زآن همه‌ یا‌ران‌ به جز دیدار مرگ‌
با‌ کسی ‌، امید دیداری‌ نما‌ند

همدم‌ من‌ ، مونس‌ من‌ ، شمع‌ من‌ !
جز تواَم‌ در این‌ جها‌نْ‌ غمخوار کو ؟
واندرین‌ صحرای‌ وحشت‌زای مرگ‌
وای‌ بر من ،‌ وای‌ بر من ،‌ یا‌ر کو ؟

اندر این‌ زندان‌ ، من‌ امشب ‌، شمع‌ من‌ !
دست‌ خواهم‌ شستن‌ از این‌ زندگی‌
تا‌ که‌ فردا همچو شیران‌ بشکنند
ملتم‌ ، زنجیرها‌ی‌ بندگی‌



#دکتر_علی_شریعتی

مورخ : چهارشنبه 1395/02/22 + 09:43 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

دکتر علی شریعتی - اشعار سپید 7
چاپ این صفحه


آن "ساعت" در رسید
و ماه شکافته شد
و آسمان در هم شکست
و ستاره‌ها فرو ریختند
و کوه‌ها پا به فرار گذاشتند
و دریاها از وحشت ، سراسیمه بگریختند
و ... قیامتی بر پا شد ؛

قیامتی در همه چیزها ، در همه جا ،
قیامتی در کلمات ،
قیامتی در نگاه و قیامتی در درون !
...
دوزخ و برزخ و ... بالاخره بهشت !



#دکتر_علی_شریعتی

مورخ : سه شنبه 1395/02/21 + 08:04 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

دکتر علی شریعتی - اشعار سپید 6
چاپ این صفحه


افسانه‌ی من به پایان رسیده است
و احساس می‌کنم که این آخرین منزل است ؛

دیگر نه بانگ جرس کاروانی ،
دیگر نه آوای رحیلی ...

تنهایی ، آرامگاه جاوید من است
و درد و سکوت ، همنشین تنهایی جاودانه‌ی من ... !

---
چراغ‌های کوچه پَرپَر گشتند ،
سپیده پنجره را شست ،
نسیم سرد برخاست ...

آه ! صبح شد ،
شب رفت و دیشب شد ،
فردا آمد و امروز شد ...



#دکتر_علی_شریعتی

مورخ : سه شنبه 1395/02/21 + 08:01 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

دکتر علی شریعتی - اشعار سپید 5
چاپ این صفحه


همچون پرنده‌ای بلندپرواز ،
بر فراز همه‌ی شعرها و عشق‌ها ،
همه‌ی فهم‌ها و حرف‌ها ،
چرخ می‌خورم ...

دلم حلقوم تشنه‌ایست در زیر باران بهارینی
که از غیب بر زمین فرو می‌کوبد ،
می‌بارد و می‌بارد ...

هر قطره‌ای ، کلمه‌ای ؛
چه زلال !
چه خوب !

---
چه بارانی است در بیرون این اتاق ... !
باران ؟

ابرهای همه‌ی غم‌های تاریخ ،
یک‌باره بر سرم باریدن گرفته‌اند !

کسی نمی‌داند که در چه دردی و تبی
می‌سوزم  و می‌نویسم !



#دکتر_علی_شریعتی

مورخ : سه شنبه 1395/02/21 + 07:58 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 2
1
2