ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



رضا احسان‌پور - غزل 3
چاپ این صفحه


و شکر می‌کنم او را ، از این که پیش تو هستم
چه حس خوب و قشنگی ؛ همین که پیش تو هستم

بگو به ثانیه‌ها ، لحظه‌ها ، زمان ، که بماند
به دور خویش نچرخد زمین ، که پیش تو هستم

هزار بار به خوابم ، هزار بار به رویا
نبود هیچکدام اینچنین که پیش تو هستم

من از کنار تو بودن ، سروده‌ام غزلم را
اگرچه باز نداری یقین که پیش تو هستم

قسم به سوره‌ی سبزی که نقش بسته به چشمت
به این دو آیه ، به زیتون ، به تین ، که پیش تو هستم

میان آن همه مجنونت ، اوّلین که نبودم ،
خدا کند بشوم آخرین که پیش تو هستم



#رضا_احسان‌پور

مورخ : پنجشنبه 1395/03/27 + 10:13 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا احسان‌پور - غزل 2
چاپ این صفحه


کسی فرق میان خوب را با بد نمی‌فهمد
کسی حال مرا آنگونه که باید ، نمی‌فهمد

مسافر می‌رود ؛ هرگز نمی‌ماند ، نمی‌ماند
وَ از مبدأ ، به جز رفتن ، به جز مقصد ، نمی‌فهمد

چرا بیهوده از رفتن ، سفر کردن ، بگویم ؟ هان ؟
که هرگز لذتِ جاری شدن را سد نمی‌فهمد

اگر حتی تو هم گفتی که حالم را نمی‌فهمی ،
خودم را گول خواهم زد که او شاید نمی‌فهمد !

خودم را گول خواهم زد که او یک روز می‌فهمد
که او تا آن زمانی که نمی‌خواهد ، نمی‌فهمد ...



#رضا_احسان‌پور

مورخ : پنجشنبه 1395/03/27 + 10:11 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا احسان‌پور - غزل 1
چاپ این صفحه


دوست دارم باشی امّا نیستی که نیستی
دور نه ! نزدیک ؛ اینجا ؛ نیستی که نیستی

نیستی یا هستی امّا من نمی‌بینم تو را ؟
من نمی‌بینم تو را یا نیستی که نیستی ؟!

بغض من پر می‌شود از خاطراتی مشترک
خاطراتی که در آن‌ها نیستی که نیستی

آنچنان رفتی که دیگر از تو ردّی نیست ، آه !
بی‌وفا ! در خواب حتّی نیستی که نیستی

صفحه‌ی تقویم من ، آیینه در آیینه است
همچنان دیروز ، فردا نیستی که نیستی ...



#رضا_احسان‌پور

مورخ : چهارشنبه 1395/03/26 + 09:37 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 3
1
2
3