ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



رضا نیکوکار - رباعی‌ها 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
آتش به دو عالم بزنی ، می‌میرم
از کوچه اگر دم بزنی ، می‌میرم

ای مرثیه‌خوان ! دلم به درد آمده است
یک سیلی محکم بزنی ، می‌میرم ...

────────────────
در آینه‌ی تو ، روبروی خویشم
در حال شنودِ گفتگوی خویشم

ای شعر ! تو چیستی که من در دل تو
مشغول به کار جستجوی خویشم ؟

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : جمعه 1395/07/16 + 02:43 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - غزل 17
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
یقین را عشق بیرون می‌کشاند از دلِ اکراه
که اسماعیل بی‌تردید می‌آید به قربانگاه !

مرا بیرون کشید از چاله‌ی تنهایی‌ام ، دیگر
ندانستم پس از آن فرق بین راه را با چاه

چنان با برکه‌ی چشمان من خو کرد تصویرش
که مردم گاه می‌پرسند حال برکه را از ماه

نمی‌دانستم از خود هیچ - حتی یک سر سوزن -
مرا یک روز پیدا کرد در انبارهای کاه

غم شیرینش از جانم هر آنچه کاست ، نوشش باد
نترسانید خیلِ عاشقان را از غم جانکاه

رسیده لحظه‌ی دیدار و در من شور پرواز است
بیا ای مرگ ! دیگر خسته‌ام از پیله‌های آه ...

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : پنجشنبه 1395/07/15 + 10:54 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - غزل 16
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
شور شراب عشق تو  ، تا در سر من است ،
مستی همیشه سهم من و ساغر من است

من کیستم که شیره‌ی جانم به جز تو نیست ؟
تو کیستی که جان تو در پیکر من است ؟

هر تکه از بهشت خدا زیر پای توست
آغوش امن تو همه‌ی کشور من است

بسیار شعر گفته‌ام اما بدون شک
نام تو بهترین غزل دفتر من است

بگذار گوشِ جان بسپارم به این صدا
این قلب پاره‌ پاره که پیغمبر من است

"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
آنکس که عشق اول و هم آخر من است

این قامت خمیده‌ی هر لحظه در رکوع
زیباترین فرشته‌ی من ؛ "مادر" من است ...

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : پنجشنبه 1395/07/15 + 10:53 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - غزل 15
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
آغاز می‌شود غم عالم به نام عشق
ما داغدار سوگِ توایم ای امام عشق

این اشک‌ها ،‌ ز تشنگی‌ات آب می‌خورند
خشکیده در عزای تو یک عمر ، کام عشق

سرها همه به سوی تو برگشته‌اند باز
شاید رسیده عطر تنت بر مشام عشق
 
دل را به کف گرفته به میدان خون زدی
آری ؛ نبود کار تو الّا قیام عشق

از لحظه‌ای که بر سرِ نی ، سر بلند شد
مفهوم سربلند شدن ، شد پیام عشق

تا از بیان شرح غمت دیده‌ها تر است ،
"ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام عشق"

دنیا برای دلشدگانت برابر است :
با لحظه‌ی سلام تو تا والسّلام عشق ...

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : پنجشنبه 1395/07/15 + 10:50 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - شعروگرافی 3
چاپ این صفحه





دور تو می‌گردند چون پروانه انگار
هر شب عطاردها ، زحل‌ها ، مشتری‌ها

#رضا_نیکوکار


مورخ : دوشنبه 1395/04/14 + 09:50 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - شعروگرافی 2
چاپ این صفحه





من کشته‌ی این عشقم و باید بگذارند
فردای جهان ، نام مرا بر سر کوچه !

#رضا_نیکوکار


مورخ : دوشنبه 1395/04/14 + 09:31 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - شعروگرافی 1
چاپ این صفحه





چار دیوار اتاق از تو و عكست خالیست
یک به یک خاطره‌ها دور و برم می‌شكند

#رضا_نیکوکار


مورخ : یکشنبه 1395/04/13 + 10:43 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رضا نیکوکار - تک‌بیت‌هایی برگزیده از اشعار
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست ،
توی تاریک‌ترین گوشه‌ی انباری‌هاست !

────────────────
مجنون‌ترم از هر چه که دیدید و شنیدید
هر روز ، بیابان به بیابان به بیابان ... !

────────────────
انداخته‌ام زیر قدم‌هات ، دلم را
باید که کمی پا بخورد قالی کرمان !

────────────────
نفس باد صبا ، مشک‌فشان هم بشود
باز بوی خوش تو رونق عطاری‌هاست !

────────────────
كاش یک روزی بیاید سمت آبادی ما
آن نسیمی كه پریشان كرد گیسوی تو را

────────────────
اگر شمعی بیفْروزد کسی ، سرما نمی‌ماند
خدا تنهاست اما بنده‌اش تنها نمی‌ماند ...

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : یکشنبه 1395/04/13 + 09:57 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 4
1
2
3
4