ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سلمان هراتی - غزل 5
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
اگرچه عمر تو در انتظار می‌گذرد ،
دل فقیر من ! این روزگار می‌گذرد

بهار فرصت خوبی‌ست گل‌فشانی را
به میهمانیِ گل رو ؛ بهار می‌گذرد

چه مانده‌ای به تماشای تیرگیّ و غبار ؟
همیشه هست غبار و سوار می‌گذرد

تمام چشمه‌دلان از کنار ما رفتند
اگر نه سنگدلی جویبار می‌گذرد

دلی که شوق رهایی در اوست ای دل من !
بدون واهمه از صد حصار می‌گذرد ...

═══════ * ═══════
❖ #سلمان_هراتی

مورخ : سه شنبه 1395/06/2 + 10:19 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

سلمان هراتی - غزل 4
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ما بی ‌تو تا دنیاست ، دنیایی نداریم
چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم

ای سایه‌سارِ ظهرِ گرمِ بی‌ترحم !
جز سایه‌ی دستان تو ، جایی نداریم

تو آبروی خاکی و حیثیّت آب
دریا تویی ، ما جز تو دریایی نداریم

خورشید چشم توست ، چشمان تو خورشید
تا نشکفد چشم تو ، فردایی نداریم

وقتی عطش می‌بارد از ابرِ سِتَرْوَن
جز نام آبیّ تو ، آوایی نداریم

شمشیرها را گو ببارند از سر بُغض
از عشق ، ما جز این تمنایی نداریم ...

═══════ * ═══════
❖ #سلمان_هراتی

مورخ : سه شنبه 1395/06/2 + 10:01 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

سلمان هراتی - غزل 3
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
دلم گرفته از این روزها ؛ دلم تنگ است
میان ما و رسیدن ، هزار فرسنگ است

مرا گشایشِ چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است

اسیر خاکم و پرواز ، سرنوشتم بود
فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است

چگونه سر کند اینجا ترانه‌ی خود را ،
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است ؟

هزار چشمه‌ی فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجوید که رو به رو سنگ است ؟

مرا به زاویه‌ی باغِ عشق مهمان کن
در این هزاره فقط عشق ، پاک و بی‌رنگ است ...

═══════ * ═══════
❖ #سلمان_هراتی

مورخ : دوشنبه 1395/06/1 + 01:18 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

سلمان هراتی - غزل 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
هوا کبود شد ؛ این ابتدای باران است
دلا ! دوباره شب دلگشای باران است

نگاه تا خلاءِ وهم می‌کشانَدمان
مرا به کوچه ببر ، این صدای باران است

اگرچه سینه‌ی من ، شوره‌زار تنهاییست
ولی نگاهِ تَرَم ، آشنای باران است

دلم گرفته از این سقف‌های بی روزن
که عشق ، رهگذر کوچه‌های باران است

بیا دوباره نگیریم چتر فاصله را
که روی شانه‌ی گل ، جای پای باران است

نزول آب ، حضور دوباره‌ی برگ است
دوام باغچه در های‌های باران است ...

═══════ * ═══════
❖ #سلمان_هراتی

مورخ : دوشنبه 1395/06/1 + 01:13 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

سلمان هراتی - غزل 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
پیش از تو آب ، معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرئتِ فردا شدن نداشت

بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ ! زَهره‌ی دریا شدن نداشت

در آن کویر سوخته ، آن خاک بی‌بهار
حتی علف اجازه‌ی زیبا شدن نداشت

گم بود در عمیقِ زمین ، شانه‌ی بهار
بی تو ولی زمینه‌ی پیدا شدن نداشت

دل‌ها اگرچه صاف ، ولی از هراس سنگ
آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت

چون عقده‌ای به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سرِ وا شدن نداشت ...

═══════ * ═══════
❖ #سلمان_هراتی

مورخ : دوشنبه 1395/06/1 + 10:38 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 4
1
2
3
4