تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



قاآنی - شعروگرافی 2
چاپ این صفحه




════════════════
منّت شمع و چراغ از چه کشم در شب تار ؟
من که در خلوت خاطر مه و پروین دارم

═══════ * ═══════
❖ #سجاد_سامانی

مورخ : سه شنبه 1395/07/27 + 10:05 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

قاآنی - شعروگرافی 1
چاپ این صفحه




════════════════
چه ‌نسبت ‌با شکر داری که ‌سر تا پای شیرینی ؟
چه‌ خویشی ‌با قمر داری که پا تا فرق ، زیبایی ؟

═══════ * ═══════
❖ #سجاد_سامانی

مورخ : سه شنبه 1395/07/27 + 09:57 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

قاآنی - تک‌بیت‌هایی برگزیده از اشعار
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
هیچکس را به جهان ، مهر تو باقی نگذاشت
حالی از کینه پی قتل که پرداخته‌ای ؟

────────────────
چه خلاف است ندانم که میان من و توست
کآنچه بر مهر فزایم ، تو به جور افزایی !

────────────────
ز چشمم هرچه ‌خون بارد ، رقیب افسانه پندارد
نهیب موج دریا را چه داند مرد صحرایی ؟

────────────────
گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشی ،
من نه انکار کنم چون تو بدان کار خوشی

────────────────
چنین که نرگس بیمار تو ربوده دلم ،
سلامتم همه زین پس بُود به بیماری !

────────────────
طلب از خدای کردم که بمیرم ار نیایی
تو نیامدی و ترسم که در این طلب بمیرم !

────────────────
نه علاج می‌فرستی ، نه هلاک می‌پسندی
چو مریضِ روزِ بحران همه‌دم در انقلابم !

────────────────
بر من و یاران ، شب یلدا گذشت
بس که ز زلف تو سخن رفت دوش
────────────────
غم ، صد هزار مرتبه گرد جهان بگشت
جز من نیافت همدمی از خلق روزگار !

────────────────
ریخت خونم به جفا یار و خوشم قاآنی !
که مرا کامی اگر بود به عالم ، این بود ...
═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : دوشنبه 1395/07/26 + 09:10 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

قاآنی - رباعیات 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گاهی هوس‌ باده‌ی رنگین دارم
گاه آرزوی وصل نگارین دارم

گه سُبحه به دست و گاه زُنّار به دوش
یا رب ! چه کسم ؟ کیَم ؟ چه آیین دارم ؟

────────────────
تا دستِ ارادت به تو داده‌ست دلم
دامانِ طرب ز کف نهاده‌ست دلم

ره یافته در زلفِ دلاویزِ کجت
القصه به راه کج فتاده‌ست دلم

────────────────
تو مردمک چشم من مهجوری
زآن با همه نزدیکیَت از من دوری

نِی نِی غلطم ، تو جان شیرین منی
زآن با منی و ز چشم من مستوری

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : دوشنبه 1395/07/26 + 09:09 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

قاآنی - رباعیات 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
از کِشتِ عمل بس است یک خوشه مرا
در روی زمین بس است یک گوشه مرا

تا چند چو گاو ، گردِ خرمن گردیم ؟!
چون مرغ ، بس است دانه‌ای توشه مرا

────────────────
این دل که به شهر عشق سرگشته‌ی توست
بیمار و غریب و در به در گشته‌ی توست

برگشتگی بخت و سیه‌روزی او
از مژگانِ سیاهِ برگشته‌ی توست

────────────────
تا دل به برم هوای دلبر دارد ،
افسانه‌ی عشق دلبر از بر دارد

دل رفت ز بر چو رفت دلبر ، آری !
دل از دلبر چگونه دل بردارد ؟

────────────────
گر چرخ ، جفا کرد چه می‌باید کرد ؟
ور ترک وفا کرد چه می‌باید کرد ؟

می‌خواست دلم که بر نشان آید تیر
چون تیر خطا کرد چه می‌باید کرد ؟

────────────────
تا یار ، مرا ربوده از هستی خویش
واقف نیَم از بلندی و پستی خویش

آنگونه ز جام عشق مستم دارد ،
کآگاه نیَم ز خویش و از مستی خویش

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : دوشنبه 1395/07/26 + 09:07 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

قاآنی - قطعات 3
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
توان گریخت به جایی ز دشمنان ، لیکن
چو خود عدوّ خود هستم چگونه بگریزم ؟!

ز خویش لاجرمَم چون‌‌ گریز ممکن نیست ،
جز این چه چاره که با خود همیشه بسْتیزم ؟

────────────────
آن را که گنج معرفت کردگار هست
بی‌اختیار ذکر خدا سرکند همی

وآن را که نیست معرفت ذکر کردگار
از روی اختیار ، مکرّر کند همی

آن ذکر بهر حق کند ، این‌ یک برای خلق
کِی این دو را خدای برابر کند همی ؟

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : یکشنبه 1395/07/25 + 09:20 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

قاآنی - قطعات 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
لافِ طاعت چند در پیری زنی ؟
ای نکرده در جوانی هیچ کار

آنچه را در روز روشن کس‌ نجست ،
چون توانی جست در شب‌های تار ؟

────────────────
اکنون که درِ رزق گشاده‌ست خداوند
انصاف نباشد که تو بر خویش ببندی

بر حالت خود گریه کنی روز قیامت
بر حال تهیدست گر امروز بخندی

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : یکشنبه 1395/07/25 + 09:18 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

قاآنی - قطعات 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گر بداند لذت جان باختن در راه عشق
هیچ عاقل زنده نگْذارد به عالم خویش را

عشق داند تا چه آسایش بُود در ترک جان
ذوق این معنی نباشد عقل دوراندیش را

────────────────
زین‌گونه که امروز کند خواجه تغافل
گویی خبرش نیست ز فردای قیامت

امروز مگر توبه کند چاره ، وگرنه
فردا نپذیرند از او عذر ندامت

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : یکشنبه 1395/07/25 + 09:15 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 3
1
2
3