ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



احمد پروین - غزل 44
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
در كار دلم ماندم ، با این همه درد از تو
رفت عمر و نشد ای گل ! یک ثانیه سرد از تو

بودم به جدل با دل ، یک عمر كه برگردد
هم شِكوه نكرد از من ، هم توبه نكرد از تو

با من سر جنگ آمد ، باور نكنم جانم !
دستور نمی‌گیرد هنگام نبرد از تو

در باغ خزان رفتم ، تقسیم جهان دیدم
شد زردیِ برگ از من ، شد نرگس زرد از تو

از كار شهابی كه ، می‌رانی و می‌سوزد
یعنی كه نمی‌پاید ، شد هرچه كه طَرْد از تو ...

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : دوشنبه 1395/07/19 + 10:04 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - دوبیتی‌ها 4
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
شادی برسان كه خنده از یادم رفت
وقتی كه خیالت از دلِ شادم رفت

هر كس كه كنارم آمد ، اندوهت را
در قطره‌ی اشک خود نشان دادم رفت

────────────────
از كلبه‌ی بی تو ، گور باشد بهتر
از جاده‌ی غم ، عبور باشد بهتر

گفتند به تو كه عاشقت می‌میرد
گفتی كه بلا به دور باشد ، بهتر !

────────────────
ماییم و دل و هزار و یک رویایش
بیداری شب ، هراس از فردایش

عشق است خلاف عقل و از روز ازل
آواره‌ام از خلافکاری‌هایش

────────────────
ای عشق ! بیا که بی‌ تو کم آوردیم
در قرعه به جای خنده ، غم آوردیم

رویای تو را که می‌گریزد از دل ،
با گریه شبی کنار هم آوردیم ...

────────────────
می‌گیرد اگر اجازه‌ی ما از تو ،
دانسته دلم كه هست دنیا از تو

ای عطر تو دستِ باد باید پرسید
كِی باد گرفته حق من را از تو ؟!
═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : جمعه 1395/07/9 + 01:33 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - دوبیتی‌ها 3
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
از اوج جنون اگر كه بالاتر بود ،
می‌رفتم اگر نشانی از دلبر بود

گفتند بسوزم و بسازم اما
این سوختن آنچه ساخت ، خاكستر بود

────────────────
بر شانه‌ی من فشار كم بگذارید
بر پشت شكسته بار كم بگذارید

من شاعر بی‌قرارم ای عاشق‌ها !
در كوچه‌ی من قرار كم بگذارید

────────────────
درگیر خودم كه از تو دلگیر شدم
اشكم كه به سوی تو سرازیر شدم

چون شیشه شكستم از غم اما انگار
تا بشكنی‌ام دوباره تكثیر شدم

────────────────
كم درد نهفته در نهادم بنداز
آتش به وجود من دمادم بنداز

گفتی كه چه خوب ! داشت یادم می‌رفت
تا بشكنمت همیشه یادم بنداز !

────────────────
اگر غم سهم جان ماست ، باشد
مرا اندوه خواهد كاست ، باشد

خدا ! اما چرا او از دل من
از این هم دورتر می‌خواست باشد ؟!

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : جمعه 1395/07/9 + 01:30 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - دوبیتی‌ها 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
چون ساقه‌ی کاجِ زخمی اشک‌آلودم
در غربت باغ عاشقی فرسودم

روزی اگرم بسوزد آتش بی‌تو
نام تو نوشته می‌شود با دودم

────────────────
زمین‌ها ، آسمان‌ها شاد با تو
وجود لاله‌ها همزاد با تو

تمام هستی‌ام را دود کردم
مگر روزی بگوید باد با تو

────────────────
هر شب كه دلم نشانی از دلبر داشت
دنیا سر راه ، مانعی دیگر داشت

نزدیك‌ترین به ماه بودم اما
تقدیر رسید و نردبان را برداشت

────────────────
نابودنِ او مرا به نابودی داد
نابودی من به یار خشنودی داد

هرگز به حسابمان نیاورد ، افسوس
در عشق دلم هرآنچه موجودی داد

────────────────
هر لحظه من و زمانه جنگی تازه
بر شیشه‌ی دل سقوط سنگی تازه

هر روز ، از آفرینشِ دردی نو
ماییم و هراس "بیگ بنگی" تازه !

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : جمعه 1395/07/9 + 01:13 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - غزل 43
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
من نمی‌گویم برای تشنه‌کامان آب باش
تشنگی را می‌کشیم اما شما شاداب باش

آنچه ماهی بر سر قلاب دارد رقص نیست
شادمانی دیدی از ما یادِ آن قلاب باش !

دل جلا دادم به اشک ، آخر تو گفتی : نازنین !
عاشق ماهی اگر ، آیینه‌ی مهتاب باش !

کاش می فهمید دردِ بی‌شما را زیستن
آنکه یادت داده در چشمان من نایاب باش ...

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : پنجشنبه 1395/07/8 + 12:06 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - غزل 42
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
کاش عشق از ابتدا کاری به آدم‌ها نداشت
آدمی مشکل نمی‌دانست اگر دل را نداشت

اصلاً از اول مشخص بود دنیا دست توست ؛
اینکه دنیای خودم می‌خواندمت معنا نداشت !

هیچ بارانی مرا یادت نمی‌انداخت کاش
گل نمی‌داد عطر تو ، یاد تو در دل جا نداشت

سر نمی‌زد رود بر سنگ و نمی‌نالید اگر
مثل شوقِ من به تو ، ذوقِ لبِ دریا نداشت

دیدن چشم تو آتش بود شاعر !‌ شاپرک ،
عقل اگر می‌داشت آیا از شما پروا نداشت ؟!

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : پنجشنبه 1395/07/8 + 12:03 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - غزل 41
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مانده‌ام شعر مرا آخر چه معنا می‌كنی
پشت شرمت مانده‌ای ، این پا و آن پا می‌كنی

من كه گم كردم تو را اما تو خود را هر زمان
در غزل‌هایم بگردی ، باز پیدا می‌كنی

قصه‌ی گیسونوردی‌های انگشت مرا
در غزل می‌خوانی اما باور آیا می‌كنی ؟

گاه در برق نگاهت جای شک دارم ولی
شک ندارم رو كنم ، با خنده حاشا می‌كنی

شاعری ، خودسوزیِ تدریجیِ دیوانه‌هاست !
ساده‌لوحانه گمان دارم تماشا می‌كنی ...

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : پنجشنبه 1395/07/8 + 11:58 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - غزل 40
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
دل ، سیل خرابی‌ست كه در بستر سد نیست
جز منزل ویرانه به هرجا برود ، نیست

نامش نبرم در غزل اما اثرش هست
آنقدر عیان است كه حاجت به سند نیست

شک در عدد سجده به پایش نتوان داشت
زیبایی از آنجاست كه در بند عدد نیست

هرچند غم از روز ازل همسفر ماست
فالی زده‌ام ؛ آمده تا روز ابد نیست !

بیهوده مكن سرزنش ای عقل ! دلم را
راهی دل من رفته كه برگشت بلد نیست

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : چهارشنبه 1395/07/7 + 10:52 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 7
1
2
3
4
5
6
7