تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



احمد پروین - شعروگرافی 1
چاپ این صفحه




════════════════
با قرص ماه کامل تو خوب می‌شوم ؛
این نسخه را به کلبه‌ی بیمار قاب بزن

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : چهارشنبه 1394/12/26 + 11:37 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - تک‌بیت‌هایی برگزیده از اشعار 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گفتم به گریه اما ، با خنده طعنه کردی
در کیش مهربانان این رسم گفتگو نیست

────────────────
پیرم ؛ جوان شوم تو اگر مهربان شوی
خورشید می‌برد ز سرم برف اگر نشست

────────────────
نمی‌شود که یاد تو جدا شود ز جان من
مگر تن نحیف من ز جان من جدا کنی !

────────────────
ای جمع پرنده‌ها ! مترسک تا کی ؟
کوچ از سر ترس چون چکاوک تا کی ؟

────────────────
خسته از فرسایشم ؛ یک بار كارم را بساز
مثل چوب آتش بگیرم مثل آهن زنگ نه !

────────────────
ای كه دل بردی ولی آوردنش كار تو نیست
برنگردد تیر اگر حتی كمانت از طلاست

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : چهارشنبه 1394/11/21 + 10:29 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - تک‌بیت‌هایی برگزیده از اشعار 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
از دلم راز منِ دیوانه می‌پرسی چرا ؟
دل به بازی برده‌ای ، طرح معما می‌کنی ؟!

────────────────
دریای دلم وَ قرص ماهت
در جزر و مدم برد قرارم

────────────────
ز شیشه‌های شکسته ، حذر که پا بخراشد
به روی قلب شکسته دوباره پا نگذاری

────────────────
چون جمع می‌شود دل من با خیال تو ،
از دل ، بلای هجر تو تفریق می‌کنم

────────────────
بارانِ اشکِ چشمم ، سیلاب آبرو شد
طوفان غم بخیزد از دامن کویرم

────────────────
من پاره‌خطِ مانده در ابهام صفحه‌ام
تا بینهایت من و او امتداد کو ؟

────────────────
بسیار گفته‌اند گناه است عشق ما
این یک گناه را به ثوابی عوض نکن !

────────────────
سال‌ها من می‌دویدم در پی‌ات
تاول این ماجرا در پای من !
────────────────
ز شیشه بودن خود عاقبت چنین دیدم
که پیش سنگ دل دوست جا ندارم من

────────────────
گفتم "خدا مرا برساند به وصل تو"
این بود آن دعا که تو آمین نگفته‌ای !
═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : چهارشنبه 1394/11/21 + 09:43 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - غزل 34
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
رو به تو باز می‌شود پنجره‌ی نگاه من
رو به تو گام می‌زند این دلِ سربه‌راه من

بهر غرامت دلم ، جان به حراج می‌کنم
تا تب بخشش آوری بر بدن گناه من

طالع بی‌ستاره‌ام ، سردم و نیست چاره‌ام
گر تو نیایی ای صنم ، گر نرسی تو آه من

عاشق عاشقان منم ، بی‌دل لامکان منم
هرچه تو خواهی آن منم ، چشمِ تَرم گواه من

دایره‌ی خیال من دور تو رسم می‌شود
خارج از این کمان شود : دایره‌ی تباه من

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : سه شنبه 1394/11/20 + 11:52 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - غزل 33
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مثل رودی که دل خود را به دریا می‌زند
بین اقیانوس عشقت ، دلْ مرا جا می‌زند

دست بر چشمان نگیر از دست نور آفتاب
انعکاس از برف ، چشم آسمان را می‌زند !

معنی آتشفشان را خوب می‌دانم که چیست
صبر من از حجمِ دل وقتی که بالا می‌زند ...

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : سه شنبه 1394/11/20 + 11:47 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - غزل 32
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
دیگر مپرس حال ؛ که حالی نمانده است
از من به غیر اشکِ زلالی نمانده است

دیگر مجال صحبت گنجشک و سرو نیست
هیزم‌ شکن ! بزن که مجالی نمانده است

بانو اجازه ! غرق سوالم ولی چرا
احساس می‌کنم که سوالی نمانده است ؟!

من گرچه بی‌خیال تو یکدم نبوده‌ام
ای بی‌خیال ! بی تو خیالی نمانده است

دلخوش به نیمه‌ی پر لیوانمان نکن
شوقی میان این دل خالی نمانده است

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : سه شنبه 1394/11/20 + 11:43 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - اشعار سپید
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
برای گوشه‌گیری‌ام
پرگارها هم مثلث می‌کشند !

حالا
از خط و نشان کشیدن مدادها می‌ترسم ...

────────────────
دلگیرم از لحظه‌هایی که دلگیری از من ؛
ماه ‌گرفتگی‌هایت ،
نفس برکه را می‌گیرد ...

────────────────
انگار الفبا همیشه سه حرف دارد !
زمانی ع ش ق ،
حالا م ر گ
فردا هم که دیگر هیچکس حرفی ندارد ...

────────────────
یک منظومه‌ی شمسی جایزه می‌دهم !
به کسی که بگوید ماه من کجاست

یک کهکشان مژدگانی ؛
فقط بگو
ستاره‌ی شب‌های خیال من ،
در افول کدام صبح زشت
برای همیشه رفت ... ؟

من دنبال سیاه‌چال مرگ می‌گردم !
کمک ، کمک ...
═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : سه شنبه 1394/11/20 + 11:37 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

احمد پروین - دوبیتی‌ها 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ای سیب سرخ ! گرچه نصیبم نمی‌شوی ،
با صدهزار جاذبه سیبم نمی‌شوی ،

اما هنوز دلخوشی‌ام می‌شود که تو
دور از دلِ همیشه غریبم نمی‌شوی

────────────────
باید بروم حصار را بردارم
محدودیت بهار را بردارم

از هرچه کتاب شعر دارد دنیا  
این واژه‌ی انتظار را بردارم

────────────────
دلم می سوزد ای ابر بهاری !
چنان خورشیدم از چشم‌انتظاری

دلم بند تو ، بارت روی دوشم
نمی‌آید به ما بی‌ بند و باری !

────────────────
این دل که گریخت مثل ابر از دستم
چون صاعقه سوخت تا بدانی هستم

سرگیجه مرا به رقص وا می‌دارد
بُهتان نزنی که در فراقت مستم

────────────────
می‌آمد و بوی ناله می‌داد دلم
من را به غمت حواله می‌داد دلم

تا خون خودش ، حلال چشمت بکند
هر شب دو سه‌ تا رساله می‌داد دلم !

═══════ * ═══════
❖ #احمد_پروین

مورخ : سه شنبه 1394/11/20 + 09:59 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 7
1
2
3
4
5
6
7