منوی اصلی
شعرانه
===♢{ آرشیو اشعار منتخب ایرانی }♢===
  • نارام سه شنبه 1395/09/23 11:58 قبل از ظهر نظرات ()
    -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
    ════════════════
    چشمان تو با فتنه به جنگ آمده است
    ابروی تو غارتِ فرنگ آمده است

    هرگز به دل تو ناله تأثیر نکرد ؛
    اینجاست که تیر ما به سنگ آمده است !

    ────────────────
    مُردم از حسرت آهو روشان و رَمِشان
    من ندانم به چه تدبیر به دام آرمشان

    نیک‌رویان جهان را چو سرشتند ز گِل ،
    سنگی اندر گِلشان بود ، همان شد دلشان !

    ────────────────
    برداشت سپیده‌دم حجاب از طرفی
    بگْرفت نگار من نقاب از طرفی

    گر نیست قیامت ، از چه رو گشته عیان
    ماه از طرفیّ و آفتاب از طرفی ؟!

    ═══════ * ═══════
    ❖ #شاطر_عباس_صبوحی
    آخرین ویرایش: سه شنبه 1395/09/23 12:02 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • نارام جمعه 1395/07/16 01:45 بعد از ظهر نظرات ()
    -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
    ════════════════
    گوشِ دل من به زنگ تنهایی توست
    عمریست همیشه تنگِ تنهایی توست

    هر آدمی انگار به رنگی تنهاست ؛
    تنهایی من به رنگ تنهایی توست ...

    ────────────────
    می‌رقصم و جنبشی در آهنگم نیست
    سازِ دل هیچکس هماهنگم نیست

    دلداری من نمی‌دهد هیچکسی
    دلتنگ کسی شدم که دلتنگم نیست

    ────────────────
    من سر به تنم زیاد بود از اول
    شالوده‌ام از تضاد بود از اول

    ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود
    روحم به تنم گشاد بود از اول

    ────────────────
    زیبایی تو ، خواب مرا ریخت به هم
    آرامشِ مرداب مرا ریخت به هم

    زیباتر از آنی که تحمل بکنم
    زیبایی‌ات اعصاب مرا ریخت به هم !

    ────────────────
    از حال دلم نپرس از حال دلم
    بدجور شکسته شد پر و بال دلم

    باران که به شیشه می‌زند با انگشت
    دلتنگی تو ، آمده دنبال دلم ...

    ═══════ * ═══════
    ❖ #جلیل_صفربیگی
    آخرین ویرایش: شنبه 1395/07/17 11:00 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • نارام جمعه 1395/07/9 12:33 بعد از ظهر نظرات ()
    -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
    ════════════════
    شادی برسان كه خنده از یادم رفت
    وقتی كه خیالت از دلِ شادم رفت

    هر كس كه كنارم آمد ، اندوهت را
    در قطره‌ی اشک خود نشان دادم رفت

    ────────────────
    از كلبه‌ی بی تو ، گور باشد بهتر
    از جاده‌ی غم ، عبور باشد بهتر

    گفتند به تو كه عاشقت می‌میرد
    گفتی كه بلا به دور باشد ، بهتر !

    ────────────────
    ماییم و دل و هزار و یک رویایش
    بیداری شب ، هراس از فردایش

    عشق است خلاف عقل و از روز ازل
    آواره‌ام از خلافکاری‌هایش

    ────────────────
    ای عشق ! بیا که بی‌ تو کم آوردیم
    در قرعه به جای خنده ، غم آوردیم

    رویای تو را که می‌گریزد از دل ،
    با گریه شبی کنار هم آوردیم ...

    ────────────────
    می‌گیرد اگر اجازه‌ی ما از تو ،
    دانسته دلم كه هست دنیا از تو

    ای عطر تو دستِ باد باید پرسید
    كِی باد گرفته حق من را از تو ؟!
    ═══════ * ═══════
    ❖ #احمد_پروین
    آخرین ویرایش: سه شنبه 1395/07/20 12:44 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • نارام جمعه 1395/07/9 12:30 بعد از ظهر نظرات ()
    -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
    ════════════════
    از اوج جنون اگر كه بالاتر بود ،
    می‌رفتم اگر نشانی از دلبر بود

    گفتند بسوزم و بسازم اما
    این سوختن آنچه ساخت ، خاكستر بود

    ────────────────
    بر شانه‌ی من فشار كم بگذارید
    بر پشت شكسته بار كم بگذارید

    من شاعر بی‌قرارم ای عاشق‌ها !
    در كوچه‌ی من قرار كم بگذارید

    ────────────────
    درگیر خودم كه از تو دلگیر شدم
    اشكم كه به سوی تو سرازیر شدم

    چون شیشه شكستم از غم اما انگار
    تا بشكنی‌ام دوباره تكثیر شدم

    ────────────────
    كم درد نهفته در نهادم بنداز
    آتش به وجود من دمادم بنداز

    گفتی كه چه خوب ! داشت یادم می‌رفت
    تا بشكنمت همیشه یادم بنداز !

    ────────────────
    اگر غم سهم جان ماست ، باشد
    مرا اندوه خواهد كاست ، باشد

    خدا ! اما چرا او از دل من
    از این هم دورتر می‌خواست باشد ؟!

    ═══════ * ═══════
    ❖ #احمد_پروین
    آخرین ویرایش: جمعه 1395/07/9 12:33 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • نارام جمعه 1395/07/9 12:13 بعد از ظهر نظرات ()
    -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
    ════════════════
    چون ساقه‌ی کاجِ زخمی اشک‌آلودم
    در غربت باغ عاشقی فرسودم

    روزی اگرم بسوزد آتش بی‌تو
    نام تو نوشته می‌شود با دودم

    ────────────────
    زمین‌ها ، آسمان‌ها شاد با تو
    وجود لاله‌ها همزاد با تو

    تمام هستی‌ام را دود کردم
    مگر روزی بگوید باد با تو

    ────────────────
    هر شب كه دلم نشانی از دلبر داشت
    دنیا سر راه ، مانعی دیگر داشت

    نزدیك‌ترین به ماه بودم اما
    تقدیر رسید و نردبان را برداشت

    ────────────────
    نابودنِ او مرا به نابودی داد
    نابودی من به یار خشنودی داد

    هرگز به حسابمان نیاورد ، افسوس
    در عشق دلم هرآنچه موجودی داد

    ────────────────
    هر لحظه من و زمانه جنگی تازه
    بر شیشه‌ی دل سقوط سنگی تازه

    هر روز ، از آفرینشِ دردی نو
    ماییم و هراس "بیگ بنگی" تازه !

    ═══════ * ═══════
    ❖ #احمد_پروین
    آخرین ویرایش: جمعه 1395/07/9 12:30 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • نارام پنجشنبه 1395/06/11 12:53 بعد از ظهر نظرات ()
    -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
    ════════════════
    بیا با موج ، با دریا بخوانیم
    بیا چون باد در صحرا بخوانیم

    برای شادی روح شهیدان
    وصیّت‌نامه‌ی گل را بخوانیم ...

    ────────────────
    تو را ای عشق ! من شفاف دیدم
    تو را چون چشمه‌های صاف دیدم

    به دنبال تو گشتم ، پیر گشتم
    تو را در پشت کوه قاف دیدم

    ────────────────
    اگر ای عشق ! پایان تو دور است
    دلم غرق تمنای عبور است

    برای قد کشیدن در هوایت ،
    دلم مثل صنوبرها صبور است

    ────────────────
    بیا روشن ، بیا بی‌کینه باشیم
    چو آهِ ساکتی در سینه باشیم

    برای کثرتِ خورشید در خویش
    بیا مثل دلِ آیینه باشیم ...

    ═══════ * ═══════
    ❖ #سلمان_هراتی
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1395/06/11 12:55 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • نارام سه شنبه 1394/11/20 09:59 قبل از ظهر نظرات ()
    -------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
    ════════════════
    ای سیب سرخ ! گرچه نصیبم نمی‌شوی ،
    با صدهزار جاذبه سیبم نمی‌شوی ،

    اما هنوز دلخوشی‌ام می‌شود که تو
    دور از دلِ همیشه غریبم نمی‌شوی

    ────────────────
    باید بروم حصار را بردارم
    محدودیت بهار را بردارم

    از هرچه کتاب شعر دارد دنیا  
    این واژه‌ی انتظار را بردارم

    ────────────────
    دلم می سوزد ای ابر بهاری !
    چنان خورشیدم از چشم‌انتظاری

    دلم بند تو ، بارت روی دوشم
    نمی‌آید به ما بی‌ بند و باری !

    ────────────────
    این دل که گریخت مثل ابر از دستم
    چون صاعقه سوخت تا بدانی هستم

    سرگیجه مرا به رقص وا می‌دارد
    بُهتان نزنی که در فراقت مستم

    ────────────────
    می‌آمد و بوی ناله می‌داد دلم
    من را به غمت حواله می‌داد دلم

    تا خون خودش ، حلال چشمت بکند
    هر شب دو سه‌ تا رساله می‌داد دلم !

    ═══════ * ═══════
    ❖ #احمد_پروین
    آخرین ویرایش: جمعه 1395/07/9 12:27 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو