ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۳
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مست توام؛ از جرعه و جام آزادم
مرغ توام؛ از دانه و دام آزادم

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی
ور نه ، من از این هر دو مقام آزادم

────────────────
از صبح وصال، بی‌خبر بود عدم
آنجا که من و عشق تو بودیم به هم

روزانه اگر کسی نبینم همدم
شب هست مرا غمت چه از بیش و چه کم

────────────────
یا رب! ز تو آنچه من گدا می‌خواهم
افزون ز هزار پادشا می‌خواهم

هر کس ز درِ تو حاجتی می‌خواهد
من آمده‌ام از تو، تو را می‌خواهم

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : سه شنبه 1396/07/25 + 01:08 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۲
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
من بنده‌ی عاصیم، رضای تو کجاست؟
تاریک دلم، نور ضیاء تو کجاست؟

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی
آن بَیْع بُود، لطف و عطای تو کجاست؟

────────────────
در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید

ور بی تو به صحرای بهشتم خوانند
صحرای بهشت، بر دلم ننگ آید

────────────────
عاشق چو دل از وجود خود برگیرد
اندر دو جهان، دو زلف دلبر گیرد

بالله، عجب نباشد از دلبر او
کو را به کمال لطف در بر گیرد

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : دوشنبه 1396/07/24 + 09:49 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خواجه عبدالله انصاری ● رباعیات ۱
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
یا رب! دل ما را تو به رحمت جان دِه
درد همه را به صابری درمان ده

این بنده چه داند که چه می‌باید جست؟
داننده تویی؛ هر آنچه دانی، آن ده

────────────────
هر کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
دیوانه‌ی تو، هر دو جهان را چه کند؟

────────────────
پیوسته دلم، دَم از رضای تو زند
جان در تن من، نفس برای تو زند

گر بر سر خاک من گیاهی روید
از هر برگش، بوی وفای تو زند

═══════ * ═══════
❖ #خواجه_عبدالله_انصاری

مورخ : یکشنبه 1396/07/23 + 12:17 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

مسعود سعد سلمان - رباعیات 14
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
آنی که ز فال‌ها ، همه فال تو بِه
هر سال تو در عمر ، ز هر سال تو بِه

زآن مال که داشتم ،‌ مرا مال تو بِه
از مال ،‌ مرا قبول و اقبال تو بِه

────────────────
مفروقِ دو دیده‌ای و مقرون دلی
دل هرچه بیندیشد ، مضمون دلی

تا ظن نبری که هیچ بیرون دلی ،
در خون دلم مشو ؛ که در خون دلی

────────────────
در پیش ، گل وصال ما را بویی
وز پس ، همه ساله عیب ما را جویی

هرچند رخِ وفای ما را شویی
کس نشنودا آنچه تو ما را گویی

────────────────
ای تن ! تو به طبع ، بار بیمار کشی
خوش‌دل خوش‌دل رنج و غم یار کشی

از چرخ همی بلای بسیار کشی
خوش بر تو نهد بار که خوش بار کشی

────────────────
از غنچه‌ی ناشکفته مستورتری
وز نرگس نیم‌خفته مخمورتری

در خوبی از آفتاب مشهورتری
ای مَه ! ز مَهِ دو هفته پرنورتری

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : دوشنبه 1396/01/7 + 08:49 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

مسعود سعد سلمان - رباعیات 13
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان
یک دعوی را از تو ندیدم برهان

این بس نبُود شگفت ، زیرا به جهان
کردار گران شده‌ست و گفتار ارزان

────────────────
ای روز مرا جز شب دیجور مدان
امروز چو من ز خلق رنجور مدان

ای روز دلم روز مرا نور مدان
گر تو دوری ز من ، غمت دور مدان

────────────────
مشک از سر زلفین تو بویم پس از این
گردِ درِ تو به دیده پویم پس از این

پیوسته رضای تو بجویم پس از این
جز با تو حدیث کس نگویم پس از این

────────────────
هر جان که بُود ، برتر از آن باشی تو
بِخریده‌امت به جان ؛‌ گران باشی تو

هر جای مرا به جای جان باشی تو
ای دوست ! به جان نه رایگان باشی تو

────────────────
ای شمع شدم به عشق پروانه‌ی تو
خوانند مرا به شهر دیوانه‌ی تو

امروز منم ز خویش و بیگانه‌ی تو
تن تافته چون رشته‌ی یکدانه‌ی تو

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : دوشنبه 1396/01/7 + 08:47 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

مسعود سعد سلمان - رباعیات 12
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
در آرزوی بوی گل نوروزم
در حسرت آن نگار عالم سوزم

از شمع سه گونه کار می‌آموزم
می‌گریم و می‌گدازم و می‌سوزم

────────────────
آن کو گوید هست قضا تیشه‌ی من
یک شاخ نتابد زدن از بیشه‌ی من

اندیشه شده‌ست از جهان پیشه‌ی من
کس را نبُود طاقت اندیشه‌ی من

────────────────
از چشم من ار سرشک بتوان رُفتن
بس دُرّ گرانمایه که بتوان سُفتن

ور بی تو بُود هیچ بِنَتْوان خفتن
کاری باشد چنانکه نتوان گفتن

────────────────
زنده به تو مانده‌ام من ای جان جهان !
زیرا که بدیده‌ام به تیمار تو جان

هر جا که موافقت درآید به میان
صد سال توان زیست به یک جا آسان

────────────────
چون دانش بود مهربان دایه‌ی من
از فخر و شرف زد همه پیرایه‌ی من

از مایه‌ی من بلند شد پایه‌ی من
من دریایم ؛ کم نشود مایه‌ی من

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : جمعه 1395/12/27 + 12:57 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

مسعود سعد سلمان - رباعیات 11
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
تا روز ، همه شب از هوس بیدارم
تا شب ، همه روز در غم و تیمارم

یا رب ! تو نکو کن که تبه شد کارم
دانم که کنی ، اگرچه بدکردارم

────────────────
از دل ، به دم آتشی برانگیخته‌ام
وز دیده به جای آب ، خون ریخته‌ام

با عشق تو جان و دل درآمیخته‌ام
نتوان جستن که محکم آویخته‌ام

────────────────
آن مرد که در سخن جهانی‌ست منم
آن گوهر قیمتی که کانی‌ست منم

آن تن که سرشته از روانی‌ست منم
آن گو که سراپای زبانی‌ست منم

────────────────
از بلبل ، نالنده‌تر و زارترم
وز زرد گل ، ای نگار ! بیمارترم

از شاخ شکوفه سرنگونسازترم
وز نرگس نوشکفته بیمارترم

────────────────
ای جان جهان ! تا خبرت یافته‌ام ،
دل را همه در رهگذرت یافته‌ام

پنداری بی دردسرت یافته‌ام ؟
نه نه که به خون جگرت یافته‌ام

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : جمعه 1395/12/27 + 12:55 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

مسعود سعد سلمان - رباعیات 10
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گفتم شکرت به خلق کیهان گویم
چون تنهایم همی به یزدان گویم

تا جان دارم شکر تو از جان گویم
تا بازپسین نفس همه آن گویم

────────────────
من به الم ای صنم ! گرفتار نیَم
ور می‌باشم به رنج و پندار نیم

یار است مرا غم تو ؛ بی یار نیم
جان می‌کنم از هجر تو ؛ بیکار نیم

────────────────
من دوش که از هجر تو در تاب شدم ،
جان تو که گر چو شمع در خواب شدم

از دیده و دل در آتش و آب شدم
بر جام چو بر آینه سیماب شدم

────────────────
ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم
خاری و گلی با من و با یک عالم

در بسته به تو مهر و وفا یک عالم
مانده ز تو در خوف و رجا یک عالم

────────────────
بر روی تو مهربان و دلسوز منم
پیش تو به مهرگان و نوروز منم

بر لشکر هجران تو پیروز منم
سردفتر عاشقان امروز منم

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : جمعه 1395/12/27 + 12:18 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام