ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



رودکی - رباعیات 3
چاپ این صفحه


نامت شنوم ، دل ز فَرَح زنده شود
حال من از اقبال تو فرخنده شود

وز غیر تو هرجا سخن آید به میان
خاطر به هزار غم پراکنده شود



#رودکی

مورخ : چهارشنبه 1395/02/1 + 10:06 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رودکی - رباعیات 2
چاپ این صفحه


بی روی تو ، خورشید جهان‌سوز مباد
هم بی ‌تو چراغ عالم‌افروز مباد

با وصل تو کس چو من بدآموز مباد
روزی که تو را نبینم ، آن روز مباد



#رودکی

مورخ : چهارشنبه 1395/02/1 + 10:05 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

رودکی - رباعیات 1
چاپ این صفحه


با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غم توام ،  ز غم افزون است

اندیشه کنم هر شب و گویم : یا رب
هجرانش چنین است ، وصالش چون است ؟!



#رودکی

مورخ : چهارشنبه 1395/02/1 + 09:58 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خیام - رباعیات 8
چاپ این صفحه


برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران



#خیام

مورخ : یکشنبه 1395/01/22 + 09:26 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خیام - رباعیات 7
چاپ این صفحه


یک روز ز بندِ عالم ، آزاد نیَم
یک دم‌زدن از وجود خود شاد نیم

شاگردی روزگار کردم بسیار
در کار جهان هنوز استاد نیم

---

دی که گذشت ، هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده‌ست ، فریاد مکن

بر نامده و گذشته ، بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن


#خیام

مورخ : جمعه 1395/01/20 + 01:10 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خیام - رباعیات 6
چاپ این صفحه


تا چند اسیر عقل هر روزه شویم ؟
در دهر ، چه صد ساله چه یک‌روزه شویم

در دِه تو به کاسه مِی ، از آن پیش که ما
در کارگه کوزه‌گران کوزه شویم

---

یک‌ چند به کودکی ، به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایانِ سخن شنو که ما را چه رسید :
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم


#خیام

مورخ : جمعه 1395/01/20 + 01:06 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خیام - رباعیات 5
چاپ این صفحه


گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار ! که سرمایه‌ی سودای جهان
عمر است ، چنان کَش گذرانی ، گذرد

---

ای دل !‌ غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نِه‌ای ، غمان بیهوده مخور

چون بوده گذشت و نیستْ نابوده پدید
خوش باش ، غم بوده و نابوده مخور



#خیام

مورخ : جمعه 1395/01/20 + 01:04 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

خیام - رباعیات 4
چاپ این صفحه


این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد
دریاب دمی که با طرب می‌گذرد

ساقی ! غم فردای حریفان چه خوری ؟
پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد

---

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد ؟
چند از پیِ هر زشت و نکو خواهی شد ؟

گر چشمه‌‌ی زمزمی و گر آب حیات
آخر به دلِ خاک فرو خواهی شد



#خیام

مورخ : جمعه 1395/01/20 + 01:02 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 7
1
2
3
4
5
6
7