تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



حسین پناهی - اشعار سپید 2
چاپ این صفحه


سلام ،
خداحافظ !

چیز تازه‌ای اگر یافتید ،
بر این دو اضافه كنید
تا بل باز شود این درِ گم شده بر دیوار ...

---

بیراهه رفته بودم ...

آن شب
دستم را گرفته بود و می‌کشید ؛

زین بعد ، همه‌ی عمرم را
بیراهه خواهم رفت ...



#حسین_پناهی

مورخ : چهارشنبه 1395/01/25 + 11:12 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

حسین پناهی - اشعار سپید 1
چاپ این صفحه


ما چیستیم ؟!

جز مولکول‌های فعال ذهن زمین ،
که خاطرات کهکشان ها را
مغشوش می‌کند !

---

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می‌ترسم !

دین را دوست دارم
ولی از كشیش‌ها می‌ترسم !

قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان‌ها می‌ترسم !

عشق را دوست دارم
ولی از زن‌ها می‌ترسم !

كودكان را دوست دارم
ولی از آینه می‌ترسم !

سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می‌ترسم !

من می‌ترسم ، پس هستم !

اینچنین می‌گذرد روز و روزگار من ؛
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می‌ترسم ... !



#حسین_پناهی

مورخ : چهارشنبه 1395/01/25 + 11:08 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

پریناز جهانگیر - اشعار سپید
چاپ این صفحه


روی نیمکتی نشسته بودم ؛
بوی نم باران می‌آمد و عطری که دوست دارم ...

احساس خوبی داشتم ؛
احساس عشق و آرامش ...
هیچ حرف نگفته‌ای در دلم نبود ،
سرشار از سکوت بودم
و خالی از تمام اضطراب‌ها ،
لبخند از چهره‌ام محو نمی‌شد ...

گویی به آرزوهایم رسیده بودم ،
دیشب در خواب ...

---

من هستم ،
قلبم هست ...
اما او ،
اگر هم باشد ، قلبش نیست

تقصیر قسمت چیست ؟



#پریناز_جهانگیر

مورخ : یکشنبه 1395/01/8 + 08:52 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

جلیل صفربیگی - اشعار سپید 5
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
از همین گوشه
که من نامش را - اولِ جهان - می‌گذارم
تا تو که نمی‌دانم کجای جهان ایستاده‌ای ،
فاصله ،
خوابیست که من آن را
شعر می‌نویسم ...

────────────────
تیک تا کی ؟
تیک تا کی ؟
تیک تا کی ؟

صدای ساعتی خسته
که به خودش بمب بسته ...

────────────────
تو عقربه‌ی ساعت ‌شماری ،
من دقیقه ‌شمار ؛

لحظه‌شماری می‌کنم
برای دوازده تمام ...

═══════ * ═══════
❖ #جلیل_صفربیگی

مورخ : جمعه 1394/12/21 + 12:17 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

جلیل صفربیگی - اشعار سپید 4
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
زیبایی‌ات ،
دیکتاتوری‌ست
که کلمات را در من به گلوله می‌بندد ؛
هر لحظه ،
شعری در من شهید می‌شود ...

────────────────
منتظرم جنگ جهانی سوم اتفاق بیفتد ،
به جنگ بروم ،
اسیر بشوم ،
و از زندان ،
نامه‌های عاشقانه برایت بفرستم ...

────────────────
می‌خواهم
بر بلندترین نقطه‌ی جهان بایستم
و از پشت تمام بلندگوها
طوری که همه بشنوند ،
از قول تو سکوت کنم !

═══════ * ═══════
❖ #جلیل_صفربیگی

مورخ : جمعه 1394/12/21 + 12:15 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

جلیل صفربیگی - اشعار سپید 3
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
از پل‌های زیادی پریده‌ام
در رودخانه‌های بسیاری غرق شده‌ام

بارها شاخ به شاخ شده‌ام با زندگی ،
بارها گلوله خورده‌ام
و بارها مرده‌ام !

عشق ،
از من یک بدل‌کار حرفه‌ای ساخته است ...

────────────────
ملوانی شوریده ،
خلبانی سر به‌ هوا ،
شاعری عاشق ،
قصابی دل‌رحم ،
كارگری ساده ...

آدم‌های زیادی در من هستند
كه عاشق هیچكدامشان نیستی ... !

────────────────
لنگه‌های چوبیِ درِ حیاطمان
گرچه کهنه‌اند و جیرجیر می‌کنند ،
محکم‌اند ...

خوش به حالشان
که لنگه‌ی هم‌اند ...

═══════ * ═══════
❖ #جلیل_صفربیگی

مورخ : جمعه 1394/12/21 + 12:12 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

جلیل صفربیگی - اشعار سپید 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
از
دوستت دارم
به
دوستت دارم
که
دوستت دارم
نه !
دوستت دارم

بی هیچ حرف اضافه‌ای ...

────────────────
زیبایی ،
اسبی وحشی‌ست
که چار نعل می‌تازد
رام‌نشدنی و دست‌نیافتنی‌ست ؛

فقط
باید از دور به او نگریست
و آه کشید ...

────────────────
گم شدن را دوست دارم !
کاش
زودتر پیدایت کرده بودم ...

═══════ * ═══════
❖ #جلیل_صفربیگی

مورخ : جمعه 1394/12/21 + 12:09 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

بهمن رافعی - شعر سپید
چاپ این صفحه


سبزه‌ی نورسته‌ی یک دشت تب‌دار غم‌آلودم
بر زبان من نشان از قطره آبی نیست

آنچه پیش چشم من پیداست
جز نگاه طعنه‌آمیز سرابی نیست

آفتاب تفته را با خشکسار من ، سر جنگ است
با که باید گفتنم این درد ؟

عرصه بر نورستگان تنگ است
من ولیکن با همه این تنگنایی ، باز
ریشه‌ی بیتاب خود را شوق خواهم داد

تا فروکاود نهفت خاک را ، پرکارتر از نیزه‌‌‌ی خورشید
تا بداند مردم یأس‌آفرین این حرف :
تاب روییدن نمانده در تن هر ساقه‌ی امّید ...



#بهمن_رافعی

مورخ : دوشنبه 1394/12/3 + 12:25 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام
کل صفحات : 6
...
2
3
4
5
6